سال انتشار: ۱۳۸۷

محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی مدیریت استراتژیک

تعداد صفحات: ۱۷

نویسنده(ها):

سید محمد اعرابی – استاد دانشگاه، گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبائی تهران
فاطمه یاوری گهر – دانشجوی مقطع دکتری، رشته بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبائی تهران

چکیده:

با طراحی واحدهای سازمانی و تعیین اداره ها و بخش های داخلی، کارهای سازمان میان واحدهای اصلی تقسیم می شود و امکان استاندارد کردن کارها و تخصصی کردن فعالیت کارکنان فراهم می گردد؛ ولی موفقیت سازمان در تحقق اهدافش، مستلزم هماهنگ ساختن فعالیت های مذکور است. در واقع بدون هماهنگی ، احتمال بروز تاخیر و اتلاف وقت در انجام فعالیت ها، پروژه ها و برنامه ها افزایش می یابد و ممکن است سازمان با عجز و ناکامی مواجه شود. اگر چه تدوین استراتژی برای پیشبرد اهداف یک سازمان ضروری است، آنچه مهمتر به نظر می رسد وجود هماهنگی بین عناصر سازمان و نیز استراتژی های مختلف آن است. هماهنگی فرآیندی است که طی آن همه بخش های تشکیل دهنده یک کل برای کسب هدف مشترک، ترکیب می شوند. هماهنگی با مجموعه ای از ساز و کارهای ساختاری و رفتاری تحقق می یابد که برای مرتبط ساختن اجزای سازمان با یکدیگر به کار می روند و نیل به اهداف سازمانی را تسهیل می کنند. مقاله حاضر در راستای دستیابی به این مهم در نظر دارد رابطه هماهنگی بین استراتژیهای سرپرستی و ساختارهای عملی و نظری را به منظور بهبود عملکرد سازمان تبیین نماید. در این راستا براساس تئوری مرجع استراتژیک، نقاطی برای برقراری هماهنگی همه جانبه شناسایی می شوند . سازمان ها می توانند با تعیین وضعیت موجود خود نسبت به نقاط مرجع استراتژیک اقدام به انتخاب استراتژی مناسب نمایند. در این مقاله از تئوری نقاط مرجع استراتژیک برای جانمایی و نمایش گونه شناسی استراتژی های سرپرستی و ساختارهای نظری و عملی و تبیین هماهنگی بین آنها بهره گرفته شده است.