مقاله همبستگي ميزان اضافه بار آهن و پاسخ به درمان هپاتيت C مزمن در بيماران بتاتالاسمي ماژور تحت درمان با ترکيب انترفرون آلفا و ريباورين که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۸ در مجله دانشگاه علوم پزشکي گيلان از صفحه ۸ تا ۱۵ منتشر شده است.
نام: همبستگي ميزان اضافه بار آهن و پاسخ به درمان هپاتيت C مزمن در بيماران بتاتالاسمي ماژور تحت درمان با ترکيب انترفرون آلفا و ريباورين
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله اينترفرون آلفا اضافه بار آهن بار ويروس تالاسمي بتا ريباورين ژنوتيپ هپاتيت سي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: جفرودي مريم
جناب آقای / سرکار خانم: اسدي رامين
جناب آقای / سرکار خانم: حيدرزاده آبتين

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: تزريق مداوم خون از درمان هاي اصلي کم خوني در بيماران دچار بتاتالاسمي ماژور است که براي ادامه زندگي آنها ضروري مي باشد ولي خود مي تواند باعث انتقال ويروس ها (بويژه ويروس هپاتيت C) و تحمل بار بالاي آهن به بدن بيمار شود که به نوبه خود نياز به درمان همزمان ضدويروس و داروهاي متصل شونده به آهن را ايجاب مي کند. بررسي تاثير عواملي مثل غلظت آهن کبد در پاسخ به درمان ضدويروس مهم است.
هدف: همبستگي ميزان اضافه بار آهن و پاسخ به درمان هپاتيت C مزمن در بيماران دچار تالاسمي ماژور تحت درمان با تركيب انترفرون آلفا و ريباويرين.
مواد و روش ها: تمام بيماران دچار بتاتالاسمي ماژور كه از دي ۱۳۷۸ لغايت ارديبهشت ۱۳۸۵ به درمانگاه هماتولوژي در شهر رشت مراجعه كرده بودند بررسي شده و ۳۰ بيمار دچار هپاتيت c  وارد مطالعه شدند. پادتن عليه ويروس هپاتيت C وHCV-RNA  ( به روش PCR) اندازه گيري و بار ويروس و ژنوتيپ هاي آن تعيين شد. پيش از شروع درمان، نمونه هاي بافت کبد بيماران براي بررسي رسوب آهن به آزمايشگاه آسيب شناسي انستيتو کانسر دانشگاه تهران فرستاده شد تا جذب اتمي آهن به روش اسپکترومتري، در آنها بررسي شود. بيماران بر اساس ژنوتيپ ويروس تحت درمان استاندارد با تركيب انترفرون و ريباويرين قرار گرفتند. در اين مطالعه پاسخ به درمان به معني منفي شدن PCR در هفته ۱۲  درمان و نيز پايان درمان تلقي شد. داده ها در فرم جمع آوري اطلاعات مخصوص گردآوري شد و با برنامه آماري SPSS(15) تجزيه و تحليل شد.
نتايج: از ۳۰ بيمار، ۱۷ نفر مرد (۵۶٫۷%) و ۱۳ نفر زن (۴۳٫۳%) بودند. غلظت کبدي آهن در بيماران بررسي و همبستگي بين آن و پاسخ به درمان ارزيابي شد که نتايج نشان دهنده نبودن همبستگي بين غلظت آهن کبد و پاسخ به درمان بود (۱=p). همچنين، همبستگي انواع رده هاي بار ويروس نيز با پاسخ به درمان بررسي شد که بين آنها همبستگي نشان نداد (p=0.414). همبستگي ژنوتيپ با پاسخ به درمان نيز بررسي شد. ژنوتيپ ويروس در ۲۴ نفر، a1 (80%) و در ۶ نفر، a3 بود (۲۰%) که بين انواع ژنوتيپ و پاسخ به درمان همبستگي وجود نداشت (p=0.068). همبستگي بين غلظت آهن کبد و پاسخ به درمان به تفکيک جنس بررسي شدکه بين غلظت آهن کبد در مردان و زنان و پاسخ به درمان همبستگي نشان نداد (p=0.226 مردان) و (p=0.199 زنان).
نتيجه گيري: در مطالعه ما هيچگونه همبستگي بين غلظت آهن کبدي، انواع ژنوتيپ، رده هاي بار ويروس و جنس و پاسخ به درمان وجود نداشت و  شايد بتوان نتيجه گرفت که نيازي به درمان آهن زدا مقدم بر درمان ضد ويروس وبه تاخير انداختن درمان ضد ويروس نباشد.