«ها» و «آن»: * – علامت جمع همیشه متصل به مفرد نوشته میشود مانند: آنها، آنان، آسمانها، ماهها، مگر در واژه هایی که با مصوت کوتاه «ه» ختم می شوند مانند: خانه ها، چشمه ها، جامه ها.

قواعد استفاده از «همزه»

«این» و «آن»: * – به کلمات قبلی و بعد خود، نمیچسبد، مانند: آن جا، این گونه، این که، آنگونه. – به استثنای زمانی که این ضمایر، صورت ترکیبی در ساختمان کلمه

پیدا کند، مانند: همین، چنین، چنان، آنچه، چنانچه، اینک، آنک.« که»، «چه»، «را)

* – به کلمه  قبل خود، نمیچسبد (به استثنای بلکه). مانند: مردی که، کاری که .

* *- به برخی ضمایر متصل و منفصل به صورت مخفف و پیوسته، میچسبد. مانند: کز (که از)، کای (که ای)، کاین (که این).

*** – «که» و «چه) با «آن» و «این» و « چنان» و «همچنان» ترکیب می شود. به استثنای «است». مانند: بدانچه، چسبان، آنچه، چنانچه، همچنانکه، درست است که، آنست که، کتابی است که . – «چه» مانند: چه کنم؟ چه کار، به استثنای چرا.

«را» مانند: کتاب را، به استثنای واژه های چرا و مرا.

«ای» (حرف ندا): ** – به کلمه  بعد خود، نمیچسبد. مانند: ای دوست، ای کاشی.

(عال د): * – به معدود خود نمی چسبد همچنین به اجزای عدد کسری، مانند: یک روز، یک سال، یک صدم، شش ریال، یکشنبه. ۲۴ – علد از نوع ترتیبی مرکب به معدود خود میچسبد. مانند: ششصد، نهصد، هفده. * – در صورتی که با کلمه  بعد از خود، قید یا صفت مستقلی بسازد، به معدود خود، میچسبد. مانند: یکجا، یکدل، یکرویه، یکزبان، یکسو، * – در صورتی که عدد جزء واژه شود و اسم و صفت مرکب بسازد میچسبد. مانند: یکساله، پنجریالی، ششماهه.

«تر» ، « ترین»:

* – به طور کلی به کلمه  قبل خود میچسبد. مانند: مهتر، آسانتر،

بزرگتر، بزرگترین۔ * – به کلمه  مختوم به «ت» نمیچسبد. مانند: سخت تر، کم آفت تر،

ہی ترہیبت ترین، * – در مواردی که با پیوستن آن، کلمه نازیبا جلوه کند نمیچسبد.

مانند: سورمهای تر، ادبی تر، منطقی تر.

(او): * – واژه هایی نظیر کاووس، سیاووش و داوود که با اشباع تلفظ

می شود با دو «واو» نوشته می شود (یکی نماینده  صامت و دیگری نماینده

«همزه»:

* – همزه مخصوصی زبان عربی است و در هیچ واژه فارسی وجود ندارد. بنابراین واژههایی نظیر پایین، نایین، بیایید بدون همزه و با (ی) نوشته می شود. همچنین است بینایی، دانایی، گوییم، پایینتر، رویین.

* – در وسط و آخر کلمه «پس از و» (به صورت ؤ) نوشته می شود. ماند: مؤثر، مؤنث، رؤيت، تلألؤ لؤلؤ.

* – همزه ساکن در وسط کلمه (پس از ۱- (به صورت ا)، مانند: مستأجر، مأجور، رأس، مأخذ.

* – همزه  وسط مفتوح «پس از»، «ا» (با پایه  ژ) مانند: ارائه، اسائه، قرائت ، زائو، یائس.

* – همزه  مکسور پس از مصوت بلند «ا» در کلمه های عربی متداول در زبان فارسی به صورت «ی» مانند: اوایلی، دایر، فواید، زایلی، قصاید، نایب، شمایل به استثنای سائل، مسائلی، قائم.

* – همزه  مفتوح ماقبل ساکن (به صورت ا)، مانند: جرات، هیأت، مسأله.

* – همزه متحرک پیش از «و» به صورت «ژ» مانند: رؤوف، رؤوس، شؤون، مسؤول، مؤوناث.

* – همزه پیش از مصوت بلند « آهی » «ا» (به صورت «ژ») نوشته می شود. مانند: جبرئیل، اسرائیل، رئیسی، ممبئی، لئیم، زئیر،

* – همزه پس از «ج» (به صورت )، مانند: تئاتر، سینات، ائتلاف، توطئه.