سال انتشار: ۱۳۸۲

محل انتشار: پنجمین کنفرانس سراسری سیستم های هوشمند

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

علیرضا ثقه الاسلامی – محقق و دانش پژوهِ فلسفه ی علم موسسه آموزش عالی سجاد- مشهد
مجتبی پورمحقق – کارشناس ارشدٍ کامپیوتر

چکیده:

این مقاله ابتدا به معرفی علمِ شناخت و شاخه هایِ مورد مطالعه می پردازد. روش های مطالعاتی و نظریه های شاخه های گوناگون علومِ شناختی( هوش مصنوعی، روان شناسی شناختی، عصب-روان شناسی شناختی، زبان شناسی شناختی، معرفت شناسی فلسفی) بر گسترشِ پژوهش ها و فعالیت هایِ یکدیگر تأثیرات بسیاری گذارده اند. لاکن این تحقیق برآنست، ضمنِ معرفی هر یک از حوزه های علم شناخت، تأثیرِ نظریه ها و روش هایِ آنان را بر ایده های مطرح در هوشِ مصنوعی به عنوان یکی از شاخه های مهم علمِ کامپیوتر از سویی و سوی دیگر یکی از رشته های اصلی علمِ شناخت، برجسته نماید. محققینِ علومِ کامپیوتر با استفاده از نظریه ها و روش هایِ علومِ شناختی می توانند گام های مطلوبی در جهتٍ بهبودِ ایده های الگوریتمی و روش هایِ پیاده سازیِ نظری آن علوم بردارند. این مقاله در بیانِ اثرگذاریِ عصب-روان شناسی شناختی و زبان شناسی شناختی بر علوم کامپیوتر نگاهی توصیفی دارد، ولی در بیانِ اثرگذاری روان شناسی شناختی و معرفت شناسی فلسفی بر علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی نگاهی توصیه ای و انتقادی دارد. موضعِ انتقادی اخیر، از آن جهت است که از استعدادها و ظرفیت هایِ نظری این دو حوزه ی علومِ شناختی برای تحققِ ایده ها و طرح های هوش مصنوعی آن چنان که شایسته و بایسته است، بهره برداری نشده است. ازاین رو، این تحقیق هر یک از علوم شناختی را ناظر به مطرح نمودنِ دستاوردهای پیشین و ایده هایِ نوینِ پیشِ رو در هوشِ مصنوعی و علوم کامپیوتر ارائه می کند