مقاله واک داري و دمش در زبان فارسي بر اساس نظريه واج شناسي حنجره اي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۸۹ در پژوهش هاي زبان شناسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان) از صفحه ۶۳ تا ۸۰ منتشر شده است.
نام: واک داري و دمش در زبان فارسي بر اساس نظريه واج شناسي حنجره اي
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله نظريه حنجره اي
مقاله بعد
مقاله هیات
مقاله دمش
مقاله واک داري غير فعال

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: علي نژاد بتول

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
در واج شناسي واک داري يا بي واکي از وجوه توصيفي آواهاي زبان تلقي مي شود. اما بر اساس نظريه حنجره اي (laryngeal phonology)، مشخصه [واک] در همه زبان ها و براي همه طبقات واجي جنبه واجي ندارد، بلکه واک داري مي تواند در برخي زبان ها صرفا جنبه آوايي داشته باشد (ادزاردي و اوري ۲۰۰۱). اين مقاله در پي تحليل همخوان هاي زبان فارسي در چارچوب اين نظريه واجي است. نتيجه بررسي حاکي از آن است که زبان فارسي در رده زبان هايي قرار مي گيرد که در آنها دمش در طبقه واجي همخوان هاي گرفته ويژگي زير بنايي و واجي است نه واک داري و بر اساس اين نظريه، بعد [پهناي چاکناي] (glottal width) که با هیات [گسترده] (spread) پر مي شود در همخوان هاي گرفته زبان فارسي تمايزدهنده است، اما در همخوان هاي رسا واک داري تمايزدهنده است و با بعد [کشش چاکناي] (glottal tension) تکميل مي شود.