سال انتشار: ۱۳۸۷

محل انتشار: سومین همایش آموزش معماری

تعداد صفحات: ۲۱

نویسنده(ها):

عیسی حجت – دانشیار دانشکده ی معماری دانشگاه تهران
آزاده آقالطیفی – دانشجوی دکتری معماری دانشگاه تهران

چکیده:

در گفتمان آموزش معماری و شهرسازی پیوسته از مولفههایی چون استاد، شاگرد، برنامه های آموزشی و فضای آموزشی یاد می شود و گمان بر این است که صحت این مولفه ها به صحت آموزش، و صحت آموزش به صحت حرفه می انجامد. همچنین مشاهده میکنیم که علی رغم تحولات مثبت در امر آموزش، بحران فرهنگی معماری و شهرسازی در سطح جامعه هم چنان پابرجاست. این مساله نشانگر آن است که در آموزش معماری و شهرسازی وجهی ناشناخته و پنهان وجود دارد که کمتر به آن پرداخته شده است. از سوی دیگر محصول معماری و شهرسازی برآیند تعامل دوسویه ی طراح و کارفرما است طراح باید قابلیت جهت تولید محصول خوب، و مخاطب ( کارفرما) باید توان تشخیص و درخواست مطلوبیت اثر را داشته باشد و زمینه را برای طراح فراهم سازد. پس در این تعامل، هر دو سو نیاز به آموزش دارند آموزش طراح وظیفه ی دانشگاه و آموزش مخاطب وظیفه ی آموزش همگانی ( مدرسه و جامعه ) است. این مقاله با عنایت به مباحث یاد شده به کنکاش دراین تعامل می پردازد و سه مبحث بحران فرهنگی معماری و شهرسازی ، معماری و شهرسازی در آموزش عمومیو نیز دریافت شناخت مخاطب را مورد مطالعه قرار می دهد و دراین میان ضمن بررسی چیستی و ریشه های بحران فرهنگی معماری و شهرسازی، به جایگاه و چگونگی پرداختن به موضوعات و مباحث معماری و شهرسازی در آموزش همگانی می پردازد و در پایان از طریق یک پیمایش میزان شناخت مخاطبان را می سنجد.