سال انتشار: ۱۳۷۹

محل انتشار: دهمین سمینار کمیته ملی آبیاری و زهکشی

تعداد صفحات: ۲۲

نویسنده(ها):

عباس کشاورز – معاون وزیر، رئیس و عضو هیات علمی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی
کوروش صادق زاده – عضو هیات علمی موسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی

چکیده:

بخش کشاورزی نقش حیاتی در اقتصاد ملی ایران دارد بطوریکه حدود بیست و هفت درصد تولید ناخالص ملی و بیست و صه درصد نیروی کار کشور را تشکیل می دهد. به خاطر شرایط خاص اقلیمی کشور که خشکی و پراکنش نامناسب زمانی و مکانی بارندگی واقعیت گریز ناپذیر آن است، هر گونه تولید مواد غذایی و کشاورزی پابدار منوط به استفاده صحیح و منطقی از منابع آب محدود کشور است. در همین راستا می توان گفت که آبیاری مهم ترین نهادیه تولید کشاورزی است زیرا از یک طرف ۱۶۵ میلیون هکتار مساحت کل کشور حدود ۳۷ میلیون هکتار را اراضی مستعد کشاورزی تشکیل می دهد که به خاطر محدودیت منابع آب فقط ۷/۸ میلیون هکتار به صوررت فاریاب کشت می شوند. از طرف دیگر از ۸۸/۵ میلیارد متر مکعب آب استحصال شده از منابع آب سطحی و زیر زمینی حدود ۸۳ میلیارد متر مکعب (۹۳ درصد) به بخش کشاورزی اختصاص دارد. از آنجا که این بخش بزرگترین مصرف کننده آب در زیر ساخت های مختلف اقتصادی کشور است به همین خاطر تلفات عمده آب نیز به این بخش تعلق دارد. چنین روالی در تمامی کشورهایپیشرفته و در حال پیشرفت نیز دیده می شود. از مهم ترین دلایل پایین بودن کارآئی آبیاری و تلفات آب در بخش کشاورزی کشور می توان به عوامل: پایین بودن راندمان انتقال آب از منبع تا محل مصرف، تلفات زیاد آب در مزارع کشاورزی، نامناسب بودن شکل و اندازه مزارع در ارتباط آب و نحوه آبیاری، عدم آگاهی کشاورزان از اهمیت بهینه سازی کارآئی مصرف آب ابیاری، عدم استفاده از روشهای آبیاری مناسب، نامناسب بودن کیفیت بعضی از اراضی، نامناسب بودن کیفیت منابع آب مورد استفاده، نامناسب بودن الگو و تراکم کشت زراعی موجود با امکانات منابع آبی مناطق، عدم اعمال تعرفه های مناسب مصرف آب برای محصولات مختلف و نامناسب بودن نظام قیمت گذاری آب اشاره نمود.
بانسبت حجم آب مورد استفاده و نرخ بهره وری و رشد فعلی جمعیت، نیاز آبی کشور در سال ۱۳۹۰ به ۱۲۶ و در سال ۱۴۰۰ به ۱۵۰ میلیارد متر مکعب بالغ خواهد گردید که حدود ۱۵ درصد بیشتر از پتانسیل منابع آب تجدید شونده کل می باشد. بنابراین ضمن تاکید بر کاهش رشد جمعیت بایستی از هم اکنون سیاستها و استراتژی های استفاده کارآ از منابع آب همراه با پیش بینی فن آوریهای مورد نیاز جهت مقابله با این امر مد نظر قرار گیرد. از جمله این راهکارها می توان به اصلاح روند تعیین اولویت در طرح های آب، کاهش شکاف عظیم بین امکانات تامین آب و انتقال و توزیع آن در اراضی کشاورزی، مدیریت مصرف آب و مدیریت تقاضا (بویژه در بخش کشاورزی و شهرهای بزرگ) ، قرار گرفتن اقتصاد بازدهی آب مبنای تولیدات کشاورزی، استفاده مجدد از آبهای مصرف شده، افزایش کارآیی استفاده از منابع آب (مخصوصا در بخش کشاورزی)، اولویت دادن به تولید ارقام مقاوم به شوری و خشکی در مراکز تحقیقات کشاورزی کشور وتدوین استراتژیهای مناسب جهت جلوگیری از آلودگی آب اشاره کرد. عدم توجه به این مهم، کشور را با بحران آب مواجه خواهد ساخت.