در بسیاری موارد، انسان شهر و خانه خود را بر اساس خصوصیات و ویژگیهای شخصی و اعتقادات خود بنا مینهد، یعنی »بدون خانه به تناسب ساختمان خانهی وجود ساخته می شود و هرگاه ساختمان این خانه درون تغییر کند، شهر و خانه هم طور دیگری ساخته میشود.۱« بر این اساس در یک رویکرد آسمانی، انسان مسلمان،

خانه و شهر خویش را چنان بنا میکند که هم اسلامیباشد و هم بتواند مسلمانوار درآن زندگی کند.

هنگامی میتوان صفت »اسلامی« را بر شیء و پدیدهای – از جمله بر شهر و معماری – نهاد که آن شیء و پدیده بر اساس تعالیم اسلامی بنا نهاده شده باشد و به

گونه ای در خدمت انسان قرار گیرد که ضمن پاسخگویی به نیازهای مادی، او را به سمت ارزشهای اسلامی هدایت نماید. آیا میتوان واقعیتی به نام »شهر« را براساس

اعتقادات و باورهای اسلامی بنا نهاد و در این صورت مابه ازای آن در سایر ادیان، مکاتب و فرهنگها نیز وجود دارد؟ یعنی در مقابل »شهر اسلامی«، میتوان از »شهر مسیحی« یا »شهر هندوئیستی« یاد کرد؟ این »شهر اسلامی« دارای چه ویژگیها، صفات خصوصیاتی است و بر چه اصولی بنا شده است؟ نسبت »شهر اسلامی« با مقولاتی مانند پایداری، توسعه پایدار و شهر پایدار چگونه است و معماری پایدار در آن چه جایگاهی دارد؟

در این مقاله، ابتدا چیستی شهر اسلامی و ویژگیها و صفات این شهر در پرتو تعالیم اسلامی مورد کنکاش قرار میگیرد و سپس تلاش میشود در سایه این صفات وخصوصیات، جایگاه پایداری و معماری پایدار در شهر اسلامی مورد بررسی قرار گیرد ارتباط مفهوم پایداری با صفات شهر اسلامی تبیین گردد.