پوستههاي بیولوژیک میتوانند یک میکروتوپوگرافی با سطح زبر (با عمق کمتر از ۱۰۰ میلی متر) ایجاد کنند که بهع نوان عامل نگهدارنده آب در سطح خاك عمل نموده از به وجود آمدن جریان در سطح خاك جلوگیري نماید .(۴)

بنابراین با ایجاد میکروتوپوگرافیها، میزان جذب آب در سطح خاك در مقایسه با زمینهاي لخت افزایش یافته، آب به داخل خاك انتقال می یابد .(۷) پایداري خاك، ساختمان خاك، ماده آلی و میکروتوپوگرافی زبر۱  همگی ازویژگیهایی هستند که بر خصوصیات هیدرولوژیک خاك موثرند. پوسته هاي بیولوژیک باعث تغییر این خصوصیاتدر دو مقیاس میکرو و ماکرو میشوند.

مشاهدات انجام شده در منطقه موید این مطلب است که حضور پوسته هاي بیولوژیـک از طریـق تاثیرگـذاري بـر رواناب سطحی و کاهش آن، فرسایش را نیز به طور قابل ملاحظه اي کاهش داده است به طـوري کـه بـر خـلافنواحی بدون خزه و گلسنگ که آثار فرسایش سطحی و شیاري در آنها به وفور مشاهده می شـود در قسـمت هـايداراي خزه – گلسنگ خاك از استحکام خوبی برخوردار بوده، آثار فرسایش کمتر است.

گزارش ها نشان می دهد که پوسته هاي بیولوژیک بر خصوصیات هیدرولوژیک خاك تاثیرات منفی نیز می گذارند.کاهش نفوذپذیري خاك و افزایش رواناب سطحی در نتیجه حضور کریپتوگامها در شرایطی گزارش شده است کهدر آن نسبت سیانوباکتري هاي چسبناك در مقایسه با خزه و گلسنگ در ترکیب گیاهان غیر آوندي بیشتر بوده که

مانع نفوذ آب در خاك شده است (۳) یا گونههاي خزه و گلسنگ از نوع آب گریز بوده و خاصیت هیدروفوبیکآنها سبب بسته شدن درزهاي سطح خاك شده (۱۱) و یا خاك به صورت رسی آماس کرده ( Shrink – swell (clays بوده است .(۱۰) به طور کلی میزان اثرگذاري پوستهها بر خصوصیات هیدرولوژیک خاك به عواملی چون نوع گونهها (ترکیب بوتانیکی خزهها، گلسنگها و سیانوباکتریها که بر آب گریزي یا آب دوستی گونهها تاثیر میگذارد)، مرفولوژي و درصد پوشش کریپتوگامها، وضعیت رطوبتی پوستهها در هنگام بارندگی، درصد پوشش گیاهان آوندي، بافت خاك، خصوصیات فیزیکی سطح خاك، وضعیت ماکروپرزها و مدت زمان بهم خوردگی پوستهها بستگی دارد.

در مجموع می توان اظهار داشت حضور خزه ها و گلسنگ ها در منطقه به دلیل تـاثیري کـه در کـاهش سـرعت وقدرت ضربات قطرات باران در هنگام برخورد با سطح خاك داشته، همچنـین بـه دلیـل کـاهش روانـاب و کـاهش فرسایش بادي بسیار حایز اهمیت است.