مقاله پايان ناتمام مثنوي مولوي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۸۸ در زبان و ادب فارسي (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) از صفحه ۱۰۳ تا ۱۱۸ منتشر شده است.
نام: پايان ناتمام مثنوي مولوي
این مقاله دارای ۱۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله مولوي
مقاله مثنوي
مقاله قلعه ذات الصور
مقاله اسطوره
مقاله زن

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مالمير تيمور

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
قلعه ذات الصور يا دز هوش ربا آخرين داستان مثنوي مولوي است. در اين حكايت، پادشاهي سه پسر دارد. وقتي پسران عزم سياحت مي كنند، پادشاه آنان را پند مي دهد كه به قلعه هوش ربا نزديك نشوند. آنان برخلاف قول پدر و عهد خويش به قلعه رفتند تصوير دختر شاه چين را در آنجا ديدند و دلباخته آن شدند. حكايت دلباختگي و تلاش برادر اول و دوم، براي به دست آوردن آن دختر، به تفصيل آمده است كه به ناكام جان سپرده اند. برادر كوچك تر با كاهلي به مقصود مي رسد اما مولوي قصه او را نياورده است. مولوي با آنكه فرصت اتمام داستان را داشته اما آن را بسط نداده و حسام الدين چلبي نيز اتمام داستان را از او درخواست نكرده است. در اين مقاله علت عدم تفصيل و اتمام داستان را بر مبناي جا به جايي اسطوره آفرينش، به صورت نقش زنان در قلعه گشايي بررسي كرده ايم.