مقاله پايش ساختار و تنوع اجتماعات ماکروبنتيک به عنوان شاخص هاي آلايندگي در خورهاي موسي و غنام که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۸ در شيلات از صفحه ۲۹ تا ۴۰ منتشر شده است.
نام: پايش ساختار و تنوع اجتماعات ماکروبنتيک به عنوان شاخص هاي آلايندگي در خورهاي موسي و غنام
این مقاله دارای ۱۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله آلودگي بي مهرگان
مقاله بندر امام
مقاله درشت پارامترهاي فيزيكوشيميايي
مقاله پتروشيمي کفزي
مقاله تنوع زيستي شاخص

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: طباطبايي طيبه
جناب آقای / سرکار خانم: اميري فاضل
جناب آقای / سرکار خانم: پذيرا عبدالرحيم

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
درشت بي مهرگان کفزي بخش بسيار مهمي از فون بستر درياها را تشکيل مي دهند که غالبا شامل پر تاران، سخت پوستان و نرم تنان مي باشند. برخي از گونه ها به دليل سازگاري با شرايط زيست محيطي با وجود آلاينده ها و اکثرا به دليل ساکن و غيرمهاجر بودند، به عنوان شاخص هاي زيستي اکوسيستم هاي آبي به شمار مي روند. بنابراين با مطالعه تغييرات ساختار جمعيتي و تنوع آنها مي توان به پايش اثرات آلودگي اکوسيستم هاي آبي و به ويژه خورها پرداخت. در پژوهش حاضر با تطبيق نتايج حاصل از شاخص هاي زيستي با آزمايش هاي فيزيکوشيميايي به ارزيابي ميزان آلودگي در خور غنام و بخشي از خور موسي (در مجاورت خروجي پساب پتروشيمي بندر امام) پرداخته شد. به منظور انجام پژوهش، ۸ ايستگاه انتخاب و در دو فصل گرم (شهريور ماه) و سرد (بهمن ماه) نمونه برداري انجام شد. همچنين برخي شاخص هاي تعيين کيفيت آب از قبيل شوري، دما، اسيديته و آناليز دانه بندي رسوبات مورد سنجش قرار گرفتند. تراکم درشت بي مهرگان کفزي در زمستان بيشتر از تابستان ثبت شد. جهت ارزيابي تنوع زيستي ماكروبنتوزهاي منطقه مورد مطالعه از شاخص شانون، سيمپسون و مارگالف استفاده گرديد. به منظور پي بردن به وضعيت اكولوژيکي منطقه از نظر ميزان آلودگي از الگوي معرفي شده توسط (۱۹۹۲) Welch استفاده گرديد. بر اساس نتايج به دست آمده از اين بررسي در مجموع ۱۴ گونه مربوط به ۶ رده از بي مهرگان کفزي آب هاي شور و لب شور در منطقه شناسايي گرديد. بيشترين درصد فراواني بي مهرگان به ترتيب مربوط به پرتاران(Polycheata) ، دو کفه اي ها (Bivalvia)، شکم پايان (Gastropoda)، ده پايان سخت پوست (Decapoda)، جورپايان  (Isopoda)و پاروپايان (Copepoda) بود. از ميان پرتاران، Lycastopsis sp. گونه غالب در اكثر ايستگاه هاي مطالعاتي منطقه بود، بنابراين از اين گونه به عنوان شاخص زيستي جهت تعيين کيفيت آب استفاده گرديد. همچنين بر اساس الگوي معرفي ايستگاه هاي مجاور خروجي پساب پتروشيمي تنوع کمتر، رسوبات آنها ريزبافت تر و درصد مواد آلي بيشتر و برعکس ايستگاه هايي که دور از فعاليت هاي صنعت پتروشيمي (ايستگاه هاي واقع در خور غنام) قرار داشتند از تنوع گونه اي بيشتر برخوردار بوده و رسوبات آنها درشت بافت تر بودند.