سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت کیفیت

تعداد صفحات: ۳

نویسنده(ها):

غلامرضا خاکی –

چکیده:

از جهانی شدن(Globalization تعریف های گوناگونی از منظرهای متفاوت مطرح شده است که بقول بارتلسون اگر چه مفهوم مشخص و مورد توافقی نسبت به جهانی شدن وجود ندارد ، ولی از مجموعه تعریف ها فهمیده می شود که جهانی شدن به عنوان یک واقعیت وجود دارد برخی از تعاریف خوش بینانه و برخی بدبینانه است و هر یک از آنها در واقع بازتابی از جهت گیریهای سیاسی نظریه پردازان آن است ، در این میان شاید تعریف فرید من را بتوان تعریف مناسب و هشدار دهنده ای دانست،او می گوید: ترکیب درهم برهمی از پیمانهای تجارت آ زاد، اینترنت و یکپارچه سازی بازارهای مالی که در حال محو مرزها ومتحد کردن جهان در یک بازار منفرد و پر سو و آکنده از رقابتی بی رحمانه است جهانی شدن خاستگاههای گوناگونی دارد که می توان آنها را به شکل زیر دسته بندی کرد: ۱- سکولاریسم ۲- لیبرالیسم ۳- اومانیسم با توجه به چنین خاستگاهها می توان مراحل جهانی شدن را در دو مرحله زیر خلاصه نمود: الف) از اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ تا اوایل ۱۹۹۰ ب) از نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ تا کنون هر یک از این مراحل ویژگیهایی دارد ، که طی آن مراحل ، دولت های قدرتمند در پی آن بوده اند به جای جهانی شدن، جهانی سازی را جایگزین آن نمایند که در آن با جهان شمول کردن فرهنگ مصرفی و در نتیجه دستیابی به بازارهایی برای تولید و مصنوعات غرب ، اقتصاد خود را پر رونق کنند. است. با توجه به آنچه گذشت با یک سؤال جدی روبرو « جهانی کردن » با « جهانی شدن » به تعبیر دیگر چالش آینده ، تعارض میان می شویم که آیا: منظور از جهانی شدن حضور در کشورهای مختلف است یا نوعی هماهنگی فرهنگی با روندهای جهانی؟جواب سؤال هر چه باشد می توان به یک نتیجه گیری کلی رسید و آن اینکه شرکت جهانی ویژگیهای زیر را دارد: ۱- فروشنده جهانی خوبی است. ۲- از دید مشتریان در سراسر جهان وضع شایسته ای دارد