سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: همایش ملی ساماندهی جامعه عشایر ایران

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

نوذر قنبری – دانشجوی دکتری جغرافیای برنامه ریزی روستایی ، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد کرمانشاه

چکیده:

جامعه عشایری ایران و برنامه ریزی برای آن به عنوان یکی از شیوه های زیستی سه گانه (تریلوژی) شهری- روستایی و عشایری قابل تامل است هر چند جامعه عشایری ایران سهم اندکی از جمعیت کشورمان (۲/۱ درصد) را به خود اختصاص داده است ولیکن در خصوص تولید فرآورده های گوشتی و لبنی نقش عمده ای را در اقتصاد کشور ایفا می کند. این موضوع نشان می دهد که نوع و مقیاس نگرش نظام برنامه ریزی ما به جامعه مذکور نباید به اندازه سهم جمعیتی این جامعه بلکه باید در حد و اندازه نقش و تاثیر اقتصادی و تولیدی آنها باشد . با وجود اینکه این جامعه سهم اندکی از جمعیت کشورمان را در بر می گیرد متاسفانه نظام برنامه ریزی ما هنوز نتوانسته بستر و زمینه مناسب و لازم جهت رشد و توسعه اجتماعی – اقتصادی- فرهنگی و سیاسی این جامعه حداقل را فراهم سازد و در این جامعه شاهد نابسامانی های زیادی نظیر بی سوادی ، کم سوادی، فقدان خدمات بهداشتی و آموزش و سایر خدمات رفاهی هستیم و از تامین حداقل امکانات برای آنها وامانده ایم. به نظر می رسد علت نابسامانی در جوامع عشایری ایران که اکنون در پی ساماندهی آن هستیم فقدان نگاهی سیستمی به جامعه مذکور و عدم پویایی شناسی، بهنگام سازی و بازآفرینی اجزای سیستم مذکور در فرایند زمان باشد. در نظام برنامه ریزی عشایر کشورمان الگوهای برنامه ریزی بکار رفته ، هیچگاه تناسب و سنخیتی با ساختار کوچندگی جامعه عشایری نداشته اند و به عبارتی دیگر الگوهای برنامه ریزی به کار رفته به طور عمده وام گرفته از شیوه های زیستی شهری و روستایی بوده اند که در جامعه عشایری به محک آزمایش و خطا گذاشته ایم. در این رابطه آنچنانکه در شهرها و روستاها جهت برنامه ریزی توسعه ، مراکز رشد و قطبهای توسعه را به عنوان کانون های انتشار و توسعه تعریف کرده ایم در برنامه ریزی جامعه عشایری هم از کانون های اسکان خود جوش هدایتی و حمایتی صحبت به میان می اوریم. غافل از اینکه در این شیوه زیستی (عشایری) نظام و الگوی برنامه ریزی بایستی با عشایر بکوچد و متحرک باشد در جامعه عشایری نه از کانون ها و نقاط مرکزی بلکه باید از محورهای مرکزی و محورهای توسعه در طول مسیر زندگی عشایر صحبت کرد. در راستای ساماندهی جامعه عشایری نباید فلسفه و ماهیت کوچ مورد سوال قرار گیرد و اسکان عشایر دغدغه فکری نظام برنامه ریزی عشایری باشد چراکه آرامش آنها به منزله عدم آنهاست و یک ساماندهی در اجزاء و عناصر سیستم عشایری مورد نیاز است. سیستم جامعه عشایری هنوز قدیمی ، کهنه و «Out of date» است و باید از منظر پویایی شناسی مورد بررسی قرار گیرد و اجزا و عناصر این سیستک بازآفرینی شوند در این پویایی شناسی قطعا به نتایجی خواهیم رسید که در پی آن برخی از اجزا و عناصر سیستم باید از گردونه خارج شوند و چه بسا لازم باشد اجزاء و عناصر جدیدی با رویه های نو به سیستم وارد شود و یا شاید لازم باشد نقش پاره ای از اجزا و عناصر تضعیف یا تقویت شوند. در ساماندهی این سیستم نظام برنامه ریزی و الگوهای برنامه ریزی باید متناسب با ساختار این جامعه متحرک و پویا باشد و در تدوین برنامه ساماندهی آنان باید در حد ، اندازه و مقیاس، نقش و اهمیت اقتصادی آنها برخورد صورت پذیرد نه به اندازه سهم جمعیتی آنها از کل کشور چراکه عشایر بیش از سهم و سرانه جمعیتی شان در توسعه اقتصادی کشورمان سهیم اند.