مقاله پيوندهاي فكري مولانا با بهاولد، افلاطون که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در پژوهشنامه ادب حماسي (پژوهش نامه فرهنگ و ادب از صفحه ۲۲۳ تا ۲۳۷ منتشر شده است.
نام: پيوندهاي فكري مولانا با بهاولد، افلاطون
این مقاله دارای ۱۵ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله خدا
مقاله ره روي
مقاله سنخيت
مقاله عشق
مقاله موطن اوليه

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: حيدري فاطمه

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
آدمي وارث علوم و معارف نياكان خويش است، اما كم يافت مي شود كسي كه دانش مضبوط در ضمير خود آگاه فردي و جمعي را در قالب چند ده هزار بيت سطر اشكار كند و قرن ها، عام و خاص را ميهمان و مجذوب انديشه هاي الاهي نمايد و سروده هاي معنوي خود را صيقل ارواح بخواند. دريافت خاست گاه فكري مولانا به همان اندازه دشوار است كه بخواهيم سرچشمه رودي را در اعماق جنگلي انبوه جست و جو كنيم، اما ان چه از ظاهر مثنوي و وراي صورت آن برمي ايد مهم ترين منبع تغذيه روحاني سراينده آن، قرآن و معارف اسلامي است. برخورداري مولانا از اقبال تلمذ در محضر استاداني چون پدرش، برهان الدين محقق ترمذي، شمس تبريزي و افراد نام دار و بي نام عصر خود و بهره مندي از علوم منقول و مكتوب اعصار گذشته، مثنوي را به منشوري كثير الوجوه مانند مي كند تا باز تاباننده انديشه هاي اسلامي، ايراني، يوناني، هندي و سامي باشد. مقصود اين مقاله ياداوري برخي پيوندهاي فكري مولانا با بها ولد و افلاطون و فلوطين است كه به اجمال با ذكر برخي شباهت ها در موضوعات مربوط به خدا ره روي، سنخيت، عشق و موطن اوليه بيان شده است.