سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: ششمین همایش ملی دو سالانه انجمن متخصصان محیط زیست ایران

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

مجید عباسپور – استاد دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
سمیرا خدیوی – کارشناس ارشد مرکز تحقیقات و مطالعات محیط زیست و انرژی

چکیده:

از دیدگاه توسعه پایدار تضادی بین رشد اقتصادی و حفظ و بهبود وضعیت محیط زیست وجود ندارد، در واقع تحقق اهداف توسعه پایدار با ن هادینه نمودن نگاه خردمندانه و پایدار به فعالیت ها در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از جمله توجه به پایداری برنامه ریزی در بخش محیط زیست در پرتو مصرف بهینه منابع و حفاظت محیط زیست واقعیت می یابد. از اینرو ایجاد بسترهای مناسب جهت ارتقاء بهره وری، کیفیت، رقابت پذیری، خلاقیت و نوآوری در مصرف بهینه مواد و بهره مندی از محیط زیست مطلوب در کنار شاخص های رشد اقتصادی و اجتماعی می تواند از طریق استقرار نظام مدیریت سبز در سطح کشور و در نهایت پیاده سازی و اجرای دولت سبز امکان پذیر گردد. دستیابی به اهداف ت وسعه پایدار و توسعه اقتصادی لزوم دقت در مصرف منابع طبیعی کشور را مورد تاکید قرار می دهد. از آنجایی که رعایت الگوی مصرف یکی از مهمترین راهبردهای نیل به اهداف توسعه پایدار می باشد، در برنامه چهارم توسعه به اهمیت تدوین و رعایت الگوهای مصرف تاکید شده است. مادة ۶۶ را به عنوان یک الگوی مهم در مصرف مواد و انرژی به ویژه برای « دولت سبز » قانون مذکور نیز رهیافت دستگاه های دولتی توصیه می نماید. در این فرآیند، مصرف بهینه منابع پایه، انرژی، آب و کاغذ و نیز اجرای برنامه مدیریت مواد زائد جامد و بازیافت آنها مورد توجه و تاک ید قرار گرفته است . رهیافت دولت سبز برای نخستین بار در بودجه سال ۱۳۸۲ قانونمند گردید.
با توجه به مطالعات انجام شده در راستای استقرار نظام دولت سبز در نهادها و ارگان ها، چال ش های موجود را می توان از سه جنبه کلی شامل مشکلات و موانع مدیریتی در سطح کشور، مشکلات و موانع فنی و فرهنگی بررسی نمود . استقرار دولت سبز در نظام مدیریتی کشور به جدیت پیگیری نشده و لزوم اعمال آن و ارائه راهکارهای مدیریتی صحیح در سطح کلان کشور و در سطح خرد در نهادها و ارگان ها مورد توجه قرار نگرفته است . از نظر فنی فقدان دانش مورد نیاز در زمین ه های بهینه سازی مصرف مواد و انرژی به ویژه در بخش اجرا و همچنین نبود متخصصین کافی در این زمینه از جمله محدودیت های مهم به نظر می رسد. در نهایت فقدان دید و مسئولیت پذیری مدیران در رابطه با لزوم حفظ منابع و ذخائر کشور و نیز نداشتن آگاهی ها و آموزش های ضروری در است قرار نظام مذکور نقش مهمی در عدم دسترسی به اهداف یاد شده دارند. سایر عوامل نظیر وجود نظام ناعادلانه پرداخت یارانه ها، گسترده بودن ساختار دولت و لزوم خصوصی سازی بخش های مختلف از جمله عوامل غیرمستقیمی می باشند که در این عدم توفیق نقش داشته اند. مقاله حا ضر به بررسی این چالش ها پرداخته و پیشنهاداتی را در زمینة سرعت بخشیدن در دستیابی به مدیریت سبز ارائه نموده است.