مقاله چشم انداز فرهنگ عمومي و نظام دانشگاهي در جهان و در ايران که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۸۹ در برگ فرهنگ از صفحه ۲۲ تا ۳۵ منتشر شده است.
نام: چشم انداز فرهنگ عمومي و نظام دانشگاهي در جهان و در ايران
این مقاله دارای ۱۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله انقلاب اطلاعاتي
مقاله جهان شبکه اي
مقاله جهاني شدن
مقاله سرمايه فرهنگي
مقاله علم
مقاله فرهنگ عمومي
مقاله نظام دانشگاهي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: فكوهي ناصر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
با وقوع انقلاب اطلاعاتي و به وجود آمدن جهان شبکه اي که امروز در آن زندگي مي کنيم، هر چند درباره تبعات و اشکال اين انقلاب و اصولا تفسير آن و مختصات جهان شبکه اي بيشترين اختلافات ميان انديشمندان وجود دارد، دست کم در يک مورد اجماع هست: اي بار نيز همچون انقلاب هاي بزرگ فناورانه پيشين در تاريخ انسانيت (انقلاب نوسنگي و انقلاب صنعتي) بايد در انتظار دگرگوني هاي بي شماري در ساختارها و مفاهيم و روابط اجتماعي باشيم. هم از اين رو به باور ما، نظام هاي مربوط به فرهنگ عمومي و مفهوم دانشگاه در حال دگرگون شدن هستند و به زودي در سيمايي کاملا جديد با آنها روبه رو خواهيم بود. اين حرکت که هم اکنون نيز آغاز شده است احتمالا در سال هاي آتي شتاب بيشتري به خود مي گيرد و هر اندازه موانع دنياي پيش از انقلاب اطلاعاتي، از جمله موانع سياسي و مديريتي و اجتماعي مبتني بر ساختارهاي پيشين مقاومت کمتري از خود نشان دهند و رو به ضعف بيشتري بروند، ساختارهاي جديد زودتر جايگزين آنها خواهند شد. نگاهي به تجربه انقلاب هاي پيشين نشان مي دهد که اين روند تدريجي خواهد بود اما مي توان انتظار داشت که در اين انقلاب، شتاب بيشتري نسبت به انقلاب پيشين را شاهد باشيم، کما اين که اين انقلاب با فاصله کمتري از انقلاب صنعتي رخ مي دهد و آثار خود را بسيار زودتر نمايان مي کند. هدف ما در مقاله کنوني، ترسيم طرحي اوليه از فرهنگ عمومي با تمرکز يافتن آموزش در نظام دانشگاهي، در سال هاي آتي همراه خواهد بود. در اين حال، بخش مهمي از اين تغييرات اکنون شروع شده اند، اما هنوز گسترش بسيار زيادي نيافته اند. استدلال کلي مقاله آن است که ساختارهاي عام جامعه اطلاعاتي گرايش به بالا بردن سرمايه فرهنگي را بسيار زياد مي کنند، اما به همين ميزان نيز اولا، تنش ها و خطرهاي ناشي از اين افزايش را در قالب بالا بردن ظرفيت ها و امکان بالقوه بروز خشونت هاي شديدتر و مهارنشدني تر در انباشت هاي جمعيتي واقعي و مجازي گسترده تري بالا مي برند و ثانيا، به صورتي متقارن، به ايجاد تمرکزي بيشتر در سطح نخبگان محدود مي کشانند که باز هم در سطح نظام دانشگاهي بروز خواهد کرد، اما اين بار در قطب مخالف و با خطر قطبي شدن جامعه و نخبه گرايي شديد در آن که با افزايش اختلاف در سرمايه هاي فرهنگي و اقتصادي همراه است و مي تواند گرايش هاي آمرانه را تقويت کند و دستاوردهاي دموکراتيک را از ميان ببرد يا به شدت کاهش دهد.