١- فازي سازي ٢- استفاده از قواعد و روابط فازي ٣- قطعي سازي. در مرحله اول اين سيستم ، نياز به فازي سازي داده ها و قواعد داريم که در اين مقاله از توابع عضويت مثلثي و ذوزنقه اي که کاربرد بيشتري دارند، استفاده مي شود که اثرات قابل قبولي بر دقت سيستم دارد.

تنها با تعريف طول بدنه و سايه هاي يک شمع نمي توان آنرا مدل کرد. مدل طول بدنه و سايه ها،     تنها شکل ظاهري يک خط شمعداني را نشان مي دهد.براي قرار دادن يک شمع در جاي خودش ، بايد رابطه آن با شمع قبل مشخص شود. دو خاصيت براي مدل کردن روابط بين شمع ها لازم است : وضعيت باز شدن و بسته شدن . رابطه قيمت باز شدن و بسته شدن نسبت به شمع قبل براي مدل کردن وضعيت باز و بسته شدن به کار مي رود. در شکل ٦، شمع زير نمودار قيمت تجاري روز قبل را نشان مي دهد. واحد محور x آن قيمتهاي تجاري روز قبل هستند واحد محور     y مقدار تابع عضويت مي باشد.

شکل ( ٦): تابع عضويت وضعيت باز و بسته شدن

پنج متغير زباني براي روابط وضعيت باز شدن تعريف شده اند:

پايين باز شدن ، کمي پايين باز شدن ، مساوي باز شدن ، کمي بالا باز شدن ، بالا باز شدن .

پنج متغير زباني براي وضعيت بسته شدن تعريف شده اند:

پايين بسته شدن ، کمي پايين بسته شدن ، مساوي بسته شدن ، کمي بالا بسته شدن ، بالا بسته شدن .

تابع استفاده شده براي وضعيت ((پايين باز شدن و پايين بسته شدن )) به فرم رابطه ٣ است :

تابع استفاده شده براي وضعيت ((بالا باز شدن و بالا بسته شدن )) به صورت رابطه ٤است :

تابع عضويت براي وضعيت هاي ((کمي پايين باز شده و کمي پايين بسته شدن ، مساوي باز شدن يا مساوي بسته شدن ،کمي بالا باز شدن يا کمي بالا بسته شدن ،بالا باز شدن يا بالا بسته شدن )) به صورت مثلثي در رابطه ٥ تعريف مي شود:

پارامترهاي متغيرهاي زباني وضعيت هاي باز و بسته شدن ، توسط قيمت شمع قبلي تعيين مي شود. براي مثال اگر قيمت باز شدن در يک دوره زماني دلخواه برابر با کمترين قيمت باز يا بسته شدن شمع قبلي باشد، آنگاه وضعيت کمي پايين باز شدن روي مي دهد . و اگر قيمت بسته شدن برابر با بيشترين نرخ باز يا بسته شدن شمع قبلي باشد، وضعيت کمي بالا بسته شدن روي مي دهد. با ترکيب توصيف شمع ها و روابط بين آنها، يک شمع به طور کامل تعريف مي شود. طول بدنه و سايه ها، شکل ظاهري را مدل مي کنند و وضعيتهاي باز يا بسته شدن روابط علي و موقعيتهاي شمع ها والگوها را نسبت به هم مدل مي کند . شمع ها جزء اساسي الگوهاي قيمتي مي باشد.