سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی مدیریت جامع بحران در حوادث غیرمترقبه

تعداد صفحات: ۱۶

نویسنده(ها):

سیاوش راستی کوشکقاضی –

چکیده:

اینکه "انسان" روح است یا جسم؟ ماهیت آن پاک است یا پلید؟ تمایلات درونی او رو به کدام سو دارند؟ و سئوالاتی از این قبیل، مسائلی است که قبل از ورود به هر موضوع در حوزه علوم انسانی، باید به آنها پرداخت. از گذشته‌های دور، از زمان صدر اسلام و بلکه دورتر از آن، یونان باستان همواره موضوع ابعاد وجودی انسان ذهن اندیشمندان را به خود مشغول ساخته و سخن‌های فراوانی در رابطه با این موضوع بیان گردیده است. "افسانه اورفئی" که محور آیین اورفئی است و به "اورفئوس"(Orphéc) منسوب است از قدیمی‌ترین ایده‌های در مورد ابعاد وجودی انسان است. بر اساس این افسانه، "دیونوسوس"(Dionysos) پسر "زئوس" و "سمله" خدایان یونان باستان است. "دیونوسوس"( افسانه‌ها در مورد دیونوسوس فراوان و ضد و نقیض است) در آغاز جوانی، انگور و طریق استفاده از آنرا کشف می‌کند و خدای تاکستان، شراب، باروری و جذبه عارفانه می‌گردد. "دیونوسوس" در سرزمین‌های مختلف سیر کرده و مردم را به پرستش "رز" و روشهای پرستش آن دعوت می‌نمود. پیروان این آیین معتقدند علاوه بر آنکه از طریق مستی و بیخودی می‌توان به انسان رهایی و الهام بخشید،به آنها خلاقیت خدایی نیز اعطاء می‌‌گردد و به همین جهت او را حامی ادب و هنر نیز شمرده و گسترش موسیقی،‌ آواز و رقص‌های یونان را ناشی از جشن‌های آیین او می‌دانند. در این آیین "تیتان‌"ها(Titan) شش پسر "اورانوس" و "گئا" و خدایان شروری هستند که بر "دیونوسوس" رشک برده و بر خدایان نیکی شورش می‌نمایند. "زئوس" برای نجات جان "دیونوسوس"، او را به صورت گاو نری در می‌آورد اما تیتان‌ها متوجه شده و به آن حمله کرده،‌ آنرا پاره پاره می‌کنند و می‌خورند. "زئوس" را خشم می‌گیرد و صاعقه‌ای فرستاده و تیتان‌ها را می‌سوزاند. بنا بر این افسانه، انسان از خاکستر تیتان‌های شرور سوخته که در درون خود، خدای نیکی‌، عرفان، ادب و هنر را دارند، بوجود آمده یعنی ممزوجی از نیکی و پلیدی، خیر و شر، تاریکی و روشنایی. در این آیین بدن، عنصر تیتانی و نفس یا روح، عنصر دیونوسوسی است. عالی‌ترین هدف انسانی رهایی روح از جسم است که با تزکیه و ریاضت و گردن نهادن به آیین اورفئی حاصل می‌گردد. روح تزکیه شده پس از مرگ در جشنی شرکت کرده و سپس به سوی آسمان‌ها پر می‌کشد و در آنجا از حیات ابدی خود بهره می‌جوید. فرهنگ دینی ما نیز، برای انسان هویتی ممزوج از خیر و شر قائل است. هویتی آسمانی در قالبی زمینی. انسانی را که خداوند در قرآن معرفی می‌نماید دارای ویژگی‌های است از جمله: از خاک آفریده شده( سوره روم آیه ۲۱)، ضعیف خلق شده( سوره نساء آیه ۲۹)، از گل خشکیده( سوره حجر آیه ۲۷)، نومید و ناسپاس است( سوره هود آیه ۱۰)، ستمگر و ناسپاس است( سوره ابراهیم آیه ۳۵)، از نطفه ای بی ارزش آفریده شده(سوره نحل آیه ۵)، از عجله آفریده شده(سوره انبیاء آیه ۳۸)، تنگ نظر است(سوره اسراء آیه ۱۰۱)، مجادله گر است(سوره کهف آیه ۵۵)، ظالم و جاهل است(سوره احزاب آیه ۷۳)، حریص و کم طاقت است(سوره معارج آیه ۲۰)، می خواهد در تمام عمر آزاد بوده و گناه کند(سوره قیامه آیه ۶)، در رنج آفریده شده(سوره بلد آیه ۵) و در زیان است(سوره عصر آیه ۳). پس "انسان" چگونه موجودی است؟در بُِعد جسم، از خاک و گلی بدبو آفریده شده و در بُِعد شخصیت وجودی، ضعیف،‌ نومید، ناسپاس، ستمگر، عجول، تنگ‌نظر، جاهل، حریص، کم‌طاقت، بسیار دشمنی‌کننده، بسیار جدل کننده و زیانکار و این همه بعد زمینی انسان است. در مقابل، بعد الهی او یعنی‌ روح خداست که در این کالبد و جان دنی دمیده شده است و فطرت او را چنان الهی تقویم نموده تا با تمام ضعف و ناتوانی و حقارتش، فقط زمانی که در منزل او مأوی می‌گیرد، آرامش یابد(سوره حجر آیه ۳۰ و سوره روم آیه ۳۱). تمامی ویژگی‌های زمینی انسان، خصوصیاتی هستند که می‌توانند او را در راه صلاح و فلاح نیز به پیش برانند.