منتهی آنچه در این مورد اسباب حیرت و شگفتی میباشد، کیفیت اجرای این کیفـر اسـت که در پارهای موارد هیچ سنخیتی با مـوازین و احکـام شـرع مقـدس اسـلام نـدارد. زدن شلاق در این دوران به حدی فراوان و افراط گونه بوده است که ادبا و شعرای عصر نیز بارها در اشعار خود، آنرا مورد اشاره قرار دادهاند. (۲۸) بعد از انقراض حکومتهـای خلافتـی (امـوی و عباسـی) نوبـت بـه تشـکیل و فرمـانرواییحکومتهای عرفی رسید. در این دوره که به ترتیب بـا حاکمیـت سلسـله هـای غزنویـان وسلاجقه (۲۹)، مغولان و تیموریـان ( ۳۰)، صـفویان (۳۱)، افشـاریان (۳۲)، زندیـه (۳۳) و سرانجام قاجاریه (۳۴) تا پایان عصر مشروطیت تداوم یافت؛ کیفر شلاق مـورد اسـتفاده فراوان داشتهو معمولاً کیفیت اجرای آن با سبک و سیاق خاصی همراه بود.

نگاهی گذرا به مقررات کیفری مصوب بعد از عصر مشروطیت بیانگر این موضـوع اسـت که با استقرار این قوانین، گرایش به مجازاتهای بدنی اصـولاً متـروک و زنـدان و جریمـه نقدی به عنوان مجازات اصلی رایج گردید.

در قانون مجازات عمومی سال ۱۳۰۴، ذکری از مجازات شلاق به میان نیامده بود. لکـن، ضمن پارهای از مواد قانون مجازات عمومی و ضمن پـارهای از قـوانین جزایـی متفرقـه، مجازات شلاق پیش بینی شده بود. (۳۵) متعاقباً در تیر ماه ۱۳۴۴ قانونی به نـام »قـانون لغـو مجـازات شـلاق« از مـرز تصـویب گذشت که صراحتاً شلاق مقرر در برخی مواد جزایی را منسوخ اعلام نمود. (۳۶) بدین ترتیب، ملاحظه میگردد تا پیش از وقوع انقلاب اسـلامی در عمـل سیاسـت کیفـری عرفی متأثر از حقوق غربی بر قوانین کیفری ایران حاکم بود و اعمال مجازات شلاق جـز در پارهای موارد خاص، مرسوم نبود.