سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی مدیریت جامع بحران در حوادث غیرمترقبه

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

داودرضا عرب – استادیار دانشگاه تهران، مدیر بخش علمی و راهبردی پروژه تحقیقاتی مدیری
حسین مهدی خانی – دانشجوی

چکیده:

خشکسالی پدیده ای آرام و خزشی می باشد و باید آن را جزئی از اقلیم هر منطقه که لزوما خشک نیست، به حساب آورد.خشکسالی از جمله پدیده هایی می باشد که هر ساله خسارات قابل توجه ای را در نواحی مختلف این کره خاکی تحمیل می نماید. خشکسالی می تواند اثرات جدی اقتصادی، اجتماعی وزیست محیطی رابه همراه داشته باشد. آنچه که باعث می گردد ایندیده تبدیل به بلا گردد، آسیب پذیری بشر نسبت به این پدیده است. ماهیت خزشی این پدیده سبب شده به راحتی و به طور دقیق زمان شروع و اتمام خشکسالی تعیین نگردد. اغلب اثرات خشکسالی غیر سازه ای می باشد و گستره جغرافیایی وسیع تری را نسبت به سایر بلایای طبیعی تحت تاثیر خود قرار می دهد. مشخصه های غیر سازه ای اثرات خشکسالی، مانعی بر سر راه تخمین درست و قابل اعتماد شدت و در نهایت مانعی در برابر توسعه طرح های آمادگی در مقابل خشکسالی دولت ها شده است. وقوع خشکسالی در نواحی حساس و آسیب پذیر به طور گسترده همه ابعاد زندگی بشری و برنامه ریزی های اقتصادی – اجتماعی انسان را تحت شعاع خود قرار داده و انسان ها ار در شرایط بحرانی و اضطراری قرار می دهد. در زمان وقوع این بحران ها به دلیل عدم وجود فرصت و منابع کافی، غالبا این بحران ها بخوبی مدیریت نمی گردند. از این رو مدیریت خشکسالی بایستی بر روی مدیریت ریسک استوار گردد. بر خلاف مدیریت بحران که در بر گیرنده مجموعه ای از اقدامات واکنشی می باشد، مدیریت ریسک به کنش در مقابل خطرها میپردازد. از این رو زمان کافی برای رویارویی با حوادث وجود دارد. علی رغم ارجح بودن کلی مدیریت ریسک بر مدیریت بحران، ریسک خشکسالی را نمی توان حذف نمود به عبارتی دیگر پس از اعمال مدیریت ریسک باز مواردی وجود دارد که می بایستی در حین و پس از وقوع حادثه با آن برخورد و مقابله نمود. همان گونه که بیان شد فرآینمدهای این دو نگرش مدیریتی دارای مزایای منحصر به فردی می باشد که با تلفیق این دو نگرش البته با تاکید بر مدیریت ریسک می توان به یک سیستم مدیریت کاراو یکپارچه خشکسالی دست پیدا کرد.