سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش تمرکز و عدم تمرکز در فرایند برنامه ریزی درسی

تعداد صفحات: ۲۵

نویسنده(ها):

نادر سلسبیلی – پژوهشکده تعلیم و تربیت
حسن شرفی – پژوهشکده تعلیم و تربیت
سیدمحمدحسین حسینی – پژوهشکده تعلیم و تربیت

چکیده:

نظام طراحی، تدوین و اجرای برنامه های درسی دورة آموزش عمومی و متوسطة ایران با چالش ها و آسیب های زیادی، چه از نظر برداشت از مفهوم برنامه ی درسی و چه از نظر طراحی و تدوین برنامه ی درسی، روبه رو است . از مهمترین چالش ها و آسیب های این نظام، متمرکز بودن نظام طراحی و تدوین برنامه درسی و عدم انعطاف در برنامه های درسی است . برنامه های درسی کم توجه یا بی توجه به تفاوت های فردی و شناختی دانش آموزان، کم توجه به تفاوت های اقلیمی، فرهنگی، اجتماعی، قومی، منطقه ای، کم توجه به تحولات علمی، آموزشی، فرهنگی در تراز جهانی، کم توجه یا بی توجه به رویکردهای نوین و تحولات حوزة برنامة درسی و انتظارات تازه از برنامه های درسی . این رکود در حالی است که تحولات ناشی از گسترش مردم سالاری، جهانی شدن ارتباطات و تحولات گسترده در حوزة فرهنگ و علوم در سطح جهانی، تحولات اجتماعی و اقتصادی در دهه های اخیر، تحولات مربوط به دانش تعلیم و تربیت و برنامه درسی، ورود و نفوذ والدین، انجمن ها، سازمان ها و نهادها با افکار و ایده های جدید، تردید در نتایج نظام ًهای آموزشی کاملا متمرکز با برنامه های درسی یکنواخت و از پیش تجویز شده را به همراه آورده است .
بررسی پیشینة تحولات حوزة برنامة درسی در دهة ۱۹۹۰ بیانگر آن است که آخرین دهة تغییر مدرسه در قرن بیستم به صورت فزاینده ای از عدم تمرکز طرفداری کرده و آن را کلید حیات اصلاحات دانسته است و دهة ۱۹۸۰ توسط بعضی منتقدان، دورة شکست برنامه های درسی متمرکز در اندازه هایبزرگ شناخته شده است . این برداشت تحول جویانة دهه های اخیر ناشی از ویژگی های ذاتی و ضعف های اساسی تمرکزگرایی در برنامه های درسی طراحی و تدوین شده برای معلمان و ضدنفوذ بودن آنها بوده است . تمرکز زدایی در کار طراحی و تدوین برنامه درسی، به بهبود کیفی مدرسه،تشریک مساعی معلمان، جاذب تر شدن محل کار برای معلمان، ارتقای درجه تخصصی و جلوگیری از فرسودگی شغلی، توجه بیشتر به بافت آموزشی و نیازهای فراگیران و تقویت نوآوری های ریشه دار و بومی کمک می کند و انواع تفاوت ها و گوناگونی های موجود را مورد توجه قرار می دهد . گذار نظام برنامه ریزی درسی ایران به سمت عدم تمرکز در طراحی و تدوین برنامه های درسی و با تأکید بر برنامه ریزی درسی مبتنی بر مدرسه که به واقع نوعی فلسفه ی عمل در سطح مفهومی و ادراکینیز هست، امری حتمی است . اما فرایند تغییر به سمت تمرکززدایی در نگاهی نوین، تحولی تدریجی است و نه خطی و یک فرایند است نه یک اتفاق . لذا آشکار است که اصلاحات از نوع آزادسازی، تمرکززدایی و ایجاد انعطاف نمی تواند نامحدود باشد و با موانع و محدودیت هایی روبهروست که از مهمترین آنها به ادراکات معلمان، سطح تخصصی و توانایی آنها در استفاده از پژوهش و برنامه ریزی برمی گردد . در عین حال، برنامه های درسی می باید درجاتی از وحدت و هماهنگی ملی را نیز به همراه داشته باشد . لذا آن راهبردهای اجرایی که تلفیقی از راهبردهای از پایین به بالا را با راهبرهای از بالا به پایین مورد توجه قرار می دهند، از اثربخشی بیشتری برای حرکت به سوی تمرکز زدایی برخوردارند