سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: اولین کنفرانس برنامه ریزی و مدیریت شهری

تعداد صفحات: ۲۶

نویسنده(ها):

محمدرحیم رهنما – دانشگاه فردوسی مشهد و جهاد دانشگاهی مشهد

چکیده:

هدف این تحقیق، مقایسه بین الگوی برنامه ریزی معیار گرای ملاک عمل سیستم فعلی مدیریت شهری در کشور و از جمله شهرداری مشهد است و الگوی شیوه برنامه ریزی حل مشکل یا برنامه ریزی ارتباطی- مشارکتی است که در ادبیات برنامه ریزی شهری ایران غریب است و جایگاهی در سیستم مدیریت شهری ایران ندارد. برای این منظور ابتدا بحثی نظری پیرامون الگوهای برنامه ریزی شهری(چهار الگوی ۱٫حل مشکل اصلاحی،۲٫ اصلاح گرایش(روند) تخصیصی،۳٫ نفع مدارانه فرصت جستجوگر،۴٫ هدف گرای قانون مدار(دستوری- معیارگرا) انجام گرفته، سپس ۲۹ شاخص کمی در برنامه توسعه و عمران شهرداری مشهد با نتایج حاصل از الگوی برنامه ریزی حل مشکل اصلاحی با نظر سنجی از شهروندان(۵۰۰ شهروند با استفاده از پرسشنامه در سطح مناطق ۱۲ گانه شهرداری) در خصوص شناسایی مشکلات شهری مقایسه شده است. در نتیجه، کاربرد این شیوه برنامه ریزی حل مشکل ۴۴ مشکل شهری از جانب شهروندان شناسایی شدند که ده مشکل عمده شهری به ترتیب اولویت ۸۹% کل مشکلات شهری را تشکیل می دهند و در بطن مشکلات عنوان شده ترافیک عمده ترین مشکل شهری است که بیش از ۱، ۸% شهروندان اعلام نموده اند. همچنین ۶۰% مشکلات بیان شده توسط شهروندان بین سازمانی و تنها در قلمرو وظایف شهرداری نیست ونمایانگر نگرش کلی و سیستمی پاسخگویان به شهر به عنوان یک کل منسجم است و برای آن تفکیک وظایف بین دستگاههای خدمات رسان مفهوم ندارد.مقایسه بین نتایج حاصل از دو روش در شناسایی شاخصها و مشکلات بیانگر این واقعیت است که برنامه تدوین شده توسط شهرداری عمده شاخصهای فیزیکی مبتنیبر الگوی سنتی برنامه ریزی نگاه از بیرون (نرم گرا و نظر کارشناسان شهرداری) بجای نظر سنجی از داخل (نقطه نظر شهروندان) در تهیه برنامه است، شاخصهایی مانند احداث و توسعه گورستان که مهمترین اولویت سازمان بهشت رضا(ع) است و نیاز آن از جانب سازمان مربوط اعلام شده است، در حالی که در روش برنامه ریزی مشارکتی مشکل گورستان در بین ۴۴ مشکل عنوان شده، وجود ندارد. یا نیاز به سینما که سرانه آن در وضع موجود ۲۵۰ نفر به ازاء یک صندلی در حالی که در سطح استاندارد ۵۰ نفر است. در بین ۴۴ مشکل عنوان شده از جانب شهروندان وجود ندارد، ولی الویت فیزیکی شهرداری است و یا مشکل اتوبوس و یا لونا پارک و غیره. مقایسه بین این دو روش در تعیین مشکلات شهر مشهد، بیانگر این واقعیت است که اگر هدف برنامه رضایتمندی شهروندان است، باید به خواسته آنها توجه کرد، ولی اگر تکیه بر شاخص هدف ذکر شده براساس تفاضل استاندارد و وضع موجود در برنامه عمرانی شهرداری است، باید براساس خواست دستگاهها عمل کرد. بنابراین، گذر از برنامه ریزی معیار گرا به حل مشکل با تلفیقی از دو شیوه گامی اساسی در راه عینی، واقعی و ملموس کردن برنامه ریزی با واقعیتهای موجود است و اجرایی شدن سهلتر برنامه و پذیرش شهروندی آن را بیشتر می نماید.