سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: کنفرانس فیزیک ایران ۱۳۸۶

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

یوسف ثبوتی – مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه – زنجان

چکیده:

نجوم به معنای بررسی احوال آسمان، تا زمان بطلیموس و ابرخس کم و بیش به صورت علم دقیق در آمده بود . انـسان کنجکاو با مشاهده حرکات ثوابت و سیارات و خورشید و ماه به نظم حاکم بـر آسـمان پـی بـرده بـود و مـی توانـست رخ دادهای نجومی، نظیر خسوف ها و کسوف ها و مقارنه ها و مقابله ها، را با دقت قابل تحسینی پیش بینی کنـد . هندسـه نخستین نیز که زاده کاربردهای روزمره معماری و مساحی بود، از همان زمان ها دقیق و مبتنی براصول موضـوعه شـده بود و د ر چارچوب منطق خاص خود مسیر تکاملی آرامی را می پیمود . هندسه سده های اول تا پانزدهم میلادی از چنان قدرت و صلابتی برخوردار بود که منجمین بدون آن نمی توانستند نظم حاکم بر احوال آسمان را بیان کننـد و حـوادث آن را پیش بینی کنند .
در مورد طبیعیات دیگر، که درک ماهیت اجسام و اجرام و حیوان و انسان و به طـور کلـی عـالم و ورای آن را وجهـه همت خود قرار داده بود، وضع چنین نبوده است . در طبیعیات ارسطوئی که تا سده های ۱۵ و ۱۶ میلادی فکر و ذکر ریز بین ترین اندیشه وران شرق و غرب را به خود مشغول کرده بود، بارقه هائی از واقعیات مشاهداتی دیده می شد . ولی این طبیعیات هیچ وقت مانند نجوم و ریاضیات به صورت علوم مبتنی بر اصول موضوعه درنیامدند . بخشهائی از آن کـه از جواهر و اعراض و نظایر آن ها صحبت می کردند کلاً نازا بودند . راهی برای آزمودن درسـتی و نادرسـتی احکـام خـود نشان نمی دادند . بخشهای دیگری از آن، که از ماده و خواص آن سخن می گفتنـد، نـشانه هـائی از واقعیـات قابـل درک داشتند . ولی این نشانه ها بسیار اندک و تنگ دامن بودند . توانائی پیش بینی نداشـتند . و بـالاتر از همـه صـنعت آفـرین نبودند .
چرا هندسه و نجوم، کم و بیش از دو هزار سال پیش، به صورت دانش های دقیق درآمدند ولی طبیعیات تا زمان های گالیله و نیوتن ( قرن شانزدهم میلادی ) چنین فرصتی نیافتند؟ پاسخ من به این سوال موضوع سخنرانی ام را تشکیل می دهد