سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: پنجمین همایش کیفیت و بهره وری در صنعت برق

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

غلامرضا اصیلی – پژوهشگاه صنعت نفت
عباسعلی قدیریان –
سیدمحمد فرهادی –

چکیده:

هرچند دانش و تخصص اساس توسعه سازمانی، بهره وری و نتیجتاً ایجاد مزیت رقابتی در سازمان است، ولیکن این دانش و تخصص وقتی می تواند مزیت رقابتی را پایدار و تضمین نماید که طی فرآیند یادگیری درنتیجه تعامل افراد در گروه های مختلف ایجاد گردد . در سازمان های یادگیرنده که لازمه آن یادگیری مداوم و همیشگی کلیه کارکنان در جهت بهره وری سازمانی است، تقریباً تمامی تصمیم های مهم در گروه ها اتخاذ می شود و گروه ها خود به صورت واحدهای یادگیرنده عمل می نمایند . لازمه توسعه یادگیری گروهی در سازمان، شناخت یادگیری، روش های انتقال و شیوه های
متناسب با اهداف یادگیری گروهی و نیز ویژگی ها و موانع یادگیری در گروه همسو با اهداف سازمان به جهت افزایش بهره وری و خلق ثروت است که در این مقاله به آن پرداخته می شود. اکثر صاحب نظران به نقش و تأثیر کارآمدی عناصر اصلی سازمان یعنی نیروی انسانی، مدیریت، تکنولوژی اطلاعات، تجهیزات و امکانات برای دستیابی به اهداف سازمان تأکید دارند . هرچند تأثیر هریک از این عناصر در رسیدن سازمان به بهره وری اجتناب ناپذیر است ولی پیدایش نظریه های جدید و پیچیدگی های کسب و کار، دیگر مزیت مطلق و نسبی را عامل بهره وری و خلق ثروت نمی داند، بلکه این مزیت رقابتی است که می تواند به بهره وری، رشد و بقاء سازمان منجر گردد . دانش و تخصص اساس ایجاد مزیت رقابتی در سازمان است. لستر تارو (۱۹۹۹) اقتصاددان برجسته جهان از زوایای مختلف این تحولات عظیم را می شکافد. تاروشرح می دهد«مبنای ثرو ت آفرینی در اقتصاد و فضای کسب و کار امروز، دانش و تخصص است و کارآفرینان از دانش و اطلاعات ثروت می آفرینند و هشدار می دهد که کشوری که زیر سلطه ترسوها باشد، ثروتمند نمی شود. کشوری ثروتمند می شود که راه را بر شکوفایی کاشفان و نواندیشان خود بگشاید . تارو از انقلابی خبر می دهد که نیروی حرکت خود را از مغزها می گیرد و ارزش مغزها را بالا می برد . تارو معتقد است عصری که در پیش است عصر استیلای دانش و تخصص های نو و جدید است،نوآوری و خلاقیت است که ثروت می آفریند. اختراعات وقتی ثمربخش می باشند که نیروی کار تحصیل کرده ای موجود باشد که فن آوری را جذب و تخصص های لازم را برای بکارگیری آن کسب کند». پیترسنج(۱۹۹۸) وقتی تعدادی از شرکت های آمریکایی را مورد تحقیق قرار می دهد، موفقیت و بهره وری سازمان را با توانایی یک سازمان در یادگیری دانش و تخصص برابر می داند . بنابراین یادگیری در عصر حاضر اساس بهره وری و خلق ثروت به شمار می آید . ولیکن همین یادگیری در برخی سطوح برای سازمان شاید مطلوب نباشد چون اگرچه یادگیری فردی لازمه یادگیری سازمانی است ولی ممکن است همیشه به یادگیری سازمانی منجر نشود. یادگیری در موقعیت ها و شرایط نامشخص در نتیجه فرآیند گروهی شکل می پذیرد و نه وظیفه و کار یک فرد متخصص و یا نظریه پرداز می باشد . هیچ فردی به تنهایی دید و بینش کافی برای عمل کردن در موقعیت های خیلی پیچیده را ندارد . اینگونه دیدها و بینش ها را می توان از طریق تعامل و ارتباط متقابل گروهی ایجاد نمود. در سازمان های کارآفرین، تقریباً تمام تصمیم های مهم در گروه ها اتخاذ می شود، اما یادگیری اگر به صورت گروهی باشد گروه ها خود به صورت واحدهای یادگیرنده سازمانی، در سراسر سازمان عمل خواهند کرد . به عنوان ضرورت توسعه فرهنگ یادگیری در جامعه ما در این مقاله ضمن معرفی و ارائه تجارب گروه های یادگیرنده فلسفه و چگونگی شکل گیری گروه های یادگیرنده به عنوان زیرساخت های لازم برای تقویت این گروهها مورد بحث قرار می گیرد.