مقاله ارزيابي روش هاي گروه بندي ژنوتيپ هاي کلزا با استفاده از تجزيه تابع تشخيص خطي فيشر که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۸ در علوم آب و خاك (علوم و فنون كشاورزي و منابع طبيعي) از صفحه ۵۲۹ تا ۵۴۲ منتشر شده است.
نام: ارزيابي روش هاي گروه بندي ژنوتيپ هاي کلزا با استفاده از تجزيه تابع تشخيص خطي فيشر
این مقاله دارای ۱۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله استاندارد کردن داده ها
مقاله تجزيه تابع تشخيص خطي فيشر
مقاله تجزيه خوشه اي
مقاله کلزا

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: ربيعي بابك
جناب آقای / سرکار خانم: رحيمي مهدي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
تجزيه تابع تشخيص يکي از روش هاي تجزيه آماري چند متغيره است که از آن مي توان براي آزمون صحت نتايج حاصل از تجزيه خوشه اي استفاده نمود. در اين مطالعه، صحت گروه بندي روش هاي مختلف تجزيه خوشه اي بر پايه روش هاي مختلف استاندارد کردن داده ها و معيارهاي متفاوت فاصله با تجزيه تابع تشخيص مورد ارزيابي قرار گرفتند. هم چنين براي تاييد نتايج از T2 هتلينگ، پلات CCC و تجزيه واريانس چند متغيره استفاده گرديد. بدين منظور، ۸ ژنوتيپ کلزا در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با سه تکرار در موسسه تحقيقات برنج کشور (رشت) در سال ۸۵-۱۳۸۴ کشت شدند و ۱۴ صفت در آنها مورد ارزيابي قرار گرفت. تجزيه واريانس طرح بلوکي اختلاف معني داري را بين ژنوتيپ ها از نظر کليه صفات مورد مطالعه نشان داد. مقايسه ميانگين بين ژنوتيپ ها نيز نشان داد که ژنوتيپ Hyola401 از نظر عملکرد دانه و بسياري از صفات بررسي شده برتر از ساير ژنوتيپ ها بود. براورد ضريب تغييرات فنوتيپي و ژنوتيپي نشان داد که اکثر صفات داراي تنوع زيادي در جمعيت مي باشند. تجزيه تابع تشخيص نشان داد که معيار فاصله اقليدسي بهتر از ساير معيارهاي فاصله بود و گروه بندي مطلوبي بر اساس آن به دست آمد. هم چنين تمام روش هاي استاندارد کردن داده ها گروه بندي مشابهي به وجود آوردند و بهتر از استاندارد نکردن داده ها بودند. بر اساس ارزيابي دندروگرام هاي روش هاي مختلف تجزيه خوشه اي مشخص شد که روش هاي متوسط فاصله بين گروه ها (UPGMA)، دورترين همسايه ها و حداقل واريانس «وارد» بهتر از ساير روش ها بودند و ژنوتيپ ها را در سه گروه دسته بندي کردند. تجزيه تابع تشخيص خطي فيشر نشان داد که روش هاي UPGMA و حداقل واريانس «وارد» با انجام صحت گروه بندي در حدود ۸۷٫۵ درصد، مناسب تر از ساير روش هاي تجزيه خوشه اي بودند، با اين حال تجزيه تشخيص ژنوتيپ ها را در دو گروه قرار داد. آزمون هاي T2 هتلينگ، پلات CCC و تجزيه واريانس چند متغيره نيز نتايج حاصل از تجزيه تشخيص را مورد تاييد قرار دادند. به اين ترتيب، به نظر مي رسد که استفاده از معيار فاصله اقليدسي بر اساس داده هاي استاندارد شده و انجام تجزيه خوشه اي با روش هاي حداقل واريانس «وارد» و يا UPGMA گروه بندي بهتري از ژنوتيپ ها ارايه دهد، اما توصيه مي شود براي تاييد نتايج و تعيين گروه هاي واقعي از تجزيه تابع تشخيص استفاده گردد.