مقاله استفاده از شکستگي ها در تفسير ساختاري يک تاقديس، مطالعه موردي: تاقديس چناره، جنوب باختر ايران که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۸ در علوم زمين از صفحه ۳۳ تا ۴۴ منتشر شده است.
نام: استفاده از شکستگي ها در تفسير ساختاري يک تاقديس، مطالعه موردي: تاقديس چناره، جنوب باختر ايران
این مقاله دارای ۱۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله بالارود
مقاله شکستگي
مقاله چناره
مقاله زاگرس

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: حاجي علي بيگي حسين
جناب آقای / سرکار خانم: علوي سيداحمد
جناب آقای / سرکار خانم: افتخارنژاد جمشيد
جناب آقای / سرکار خانم: مختاري محمد
جناب آقای / سرکار خانم: آدابي محمدحسين

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
تاقديس چناره جنوب پهنه لرستان و در شمال پهنه فروبار دزفول، در کمربند چين خورده-رانده زاگرس قرار دارد. در اين مقاله ايجاد و توسعه شکستگي ها در اين تاقديس مورد بررسي قرار گرفته و از آنها براي تحليل وضعيت جنبشي اين تاقديس استفاده شده است. نتايج حاصل از تعيين سن نسبي شکستگي ها، نوع (انبساطي يا برشي بودن) آنها و موقعيت ساختاري شکستگي ها و مقايسه و تلفيق اين نتايج با ديگر اطلاعات به دست آمده از جمله اطلاعات حاصل از مقاطع عرضي زمين شناسي ساختماني رسم شده از تاقديس، اين امکان را فراهم ساخت تا درباره وضعيت جنبشي اين تاقديس نظراتي ارايه شود: الگوي شکستگي هاي اين تاقديس بر اساس اندازه گيري هاي صحرايي انجام شده بر روي سازند آسماري، به صورت شش گروه شکستگي اصلي دسته بندي شده است. شکستگي گروه اول (A) با ميانگين امتداد 68° به عنوان شکستگي هاي پيش از فرايند چين خوردگي در نظر گرفته شده اند. شکستگي هاي گروه دوم (B) با ميانگين امتداد  30°از نوع شکستگي هاي کششي عمود بر راستاي محور چين پيشنهاد شده اند. تراکم کم اين گروه در يال جلويي را مي توان به آشفتگي ميدان تنش ناشي از لغزش تاقديس بر روي گسل راندگي مدفون بالارود نسبت داد. سومين گروه شکستگي ها (C) با ميانگين امتداد ۱۱۰° از نوع شکستگي هاي انبساطي بوده و عمود بر راستاي فشارش و قبل و در حين رشد چين و به موازات محور آن در هر دو يال شکل گرفته اند. شکستگي هاي گروه چهارم (D) با امتداد  10°و 70° از نوع شکستگي هاي مزدوج (Conjugate) به شمار رفته و در طي مراحل چين خوردگي و بعد از گروه C در هر دو يال تشکيل شده اند. پنجمين گروه شکستگي ها (E) با ميانگين امتداد  140°و  80°از نوع شکستگي هاي مزدوج بوده و جزء آخرين شکستگي هاي رخ داده در مراحل چين خوردگي به شمار مي روند. ششمين گروه شکستگي ها (F) شامل شکستگي هايي با ميانگين امتداد  55°هستند. اين شکستگي ها در واقع همان شکستگي هاي گروه A بوده که بعدا دچار فعاليت دوباره شده و برخي از آنها دره هاي ژرف و طويلي را ايجاد کرده اند. تاقديس چناره با تمايل (Vergence) به سوي جنوب باختر يک تاقديس نامتقارن است. اين تاقديس از انواع چين هاي غيراستوانه اي با ميل محور به سوي جنوب خاور، و متاثر از عملکرد گسل راندگي مدفون بالارود است. اندازه گيري پارامترهاي مربوط به يک سطح چين خورده، تاقديس را به عنوان يک چين باز، نيمه زاويه دار،گسترده، غيرهارمونيک و پيچيده معرفي کرده و آن را در رده۱C  Ramsay&Huber (1987) قرار مي دهد. اتصال دو تاقديس اوليه مفروض، به يکديگر منجر به Z شکل شدن منطقه لولاي تاقديس امروزي شده است.