مقاله القا و رشد ريزغده هاي سيب زميني (Solanum Tuberosum. L) رقم سانته، در پاسخ به غلظت هاي مختلف بنزيل آمينوپورين (BAP) و ساکارز در شرايط کشت بافتي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۹ در علوم پايه (دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات) از صفحه ۱ تا ۱۴ منتشر شده است.
نام: القا و رشد ريزغده هاي سيب زميني (Solanum Tuberosum. L) رقم سانته، در پاسخ به غلظت هاي مختلف بنزيل آمينوپورين (BAP) و ساکارز در شرايط کشت بافتي
این مقاله دارای ۱۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سيب زميني
مقاله BAP
مقاله ساکارز
مقاله ريزغده زايي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: عبادي مصطفي
جناب آقای / سرکار خانم: ايرانبخش عليرضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: سيب زميني (Solanum tuberosum L.) مهم ترين فرآورده غذايي غيرغله اي جهان است. در نگاه تجاري، اين محصول پس از گندم، برنج و ذرت، رتبه چهارم را دارد. بنابراين، شناخت چگونگي نمو غده ها براي بهبود کيفيت آن و نيز عوامل کنترل کننده بنيانگذاري و رشد غده ها از اهميت زيادي برخوردار است.
هدف: اثرات غلظت هاي گوناگون بنزيل آمينوپورين (BAP) و ساکارز به عنوان ترکيبات القايي بر ريزغده – زايي، بر زمان ريزغده ايي، تعداد، وزن تر و خشک ريزغده ها مورد بررسي قرار گرفت.
روش بررسي: براي مطالعه اثر تيمارهاي هورموني و قندي از کشت دو مرحله اي استفاده شد. در مرحله اول از محيط MS مايع داراي  mgl-1 GA3+0.5mgl-1BAP0.4+ ساکارز ۲۰ gl-1 براي تکثير شاخه ها استفاده شد. جداکشت هاي تک گره اي در برابر نور سفيد (۴۰۰۰-۵۰۰۰ LUX) و بر روي شيکر، به مدت يک ماه رشد داده شدند. در مرحله دوم، از محيط هاي MS مايع القا ريزغده زايي داراي غلظت هاي گوناگون ساکارز (mg-110، ۵، ۲، ۱) در تاريکي پيوسته استفاده شد. ريزغده زايي طي ۱۰ هفته پس از القا، مورد بررسي قرار گرفت.
نتايج: در محيط هاي القايي داراي غلظت هاي پايين ساکارز (۳۰ gl-1)، افزايش غلظت هاي BAP اثر القايي بر ريزغده زايي نداشت. افزايش غلظت ساکارز تا سطح  40 gl-1و تنها در غلظت هاي زياد BAP، با تاخير زماني در پايان هفته چهارم، ريزغده ها القا شدند. در اين حال، ريزغده ها از تغيير الگوي رشد مريستم انتهايي و حجيم شدن بخش زيرراسي بن رست رشد يافتند. با افزايش BAP، ريزغده ها بزرگتر و به صورت چسبيده به ساقه به وجود آمدند. با افزايش ساکارز تا سطح ۶۰ gl-1، حتي در غلظت هاي پايين BAP، القا ريزغده ها طي دو هفته نخست و با تاخير زماني تا هفته ششم صورت پذيرفت. اين ريزغده ها در محيط خارج از شيشه دوام زيادي نداشتند. در غلظت هاي زياد ساکارز و BAP، افزون بر القا ريزغده ها تا پايان هفته دوم، ميانگين تعداد ريزغده تحت تاثير قرار گرفتند. در محيط هاي القايي داراي غلظت هاي بالاي ساکارز (۸۰ gl-1)، با افزايش غلظت BAP تا ۱۰ mgl-1، خفتگي ريزغده ها افزايش يافت و از سلامتي بيش تري برخوردار بودند. بيشترين نسبت وزن خشک ريزغده ها به وزن خشک شاخه ها، در غلظت هاي بالاي  10 mgl-1 BAPو سطوح بالاي ساکارز ۸% به دست آمد. محيط هاي داراي ۵ mgl-1 BAP و ۸۰ gl-1 ساکارز داراي ميانگين بيشترين تعداد ريزغده بودند، در حالي که بالاترين وزن تر ريزغده ها در محيط هاي داراي ۵ mgl-1 BAP و ۶۰ gl-1 ساکارز به وجود آمدند. در هرحال، غلظت هاي بالاي ساکارز همراه با افزايش غلظت BAP، توانستند مدت زمان القا و تشکيل ريزغده ها را به کوتاه ترين زمان يعني ۲ هفته برساند. ساکارز و BAP، هر دو، بر تغييرات وزن تر ريزغده ها نقش دارند. افزايش غلظت ساکارز، اثري معني داري بر افزايش وزن خشک و ماده سازي در ريزغده ها دارد.
نتيجه گيري: براي انتخاب محيط القايي مناسب، افزون بر تعداد و وزن تر ريزغده هاي القا شده، شاخص هايي چون سلامتي، مدت زمان خفتگي، و نسبت وزن خشک ريزغده ها به وزن خشک شاخه ها نيز بايد مورد توجه قرار گيرند.