متغیرهای کمّی و کیفی

یک متغیر را می توان مشاهده یا اندازه گیری کرد. این اندازهگیری ممکن است به صورت کیفی ویا کمی باشد.

متغیر کمّی

متغیری است که از نظر کمی تغییر می کند و تفاوتهای ناشی از این تغییرات با استفاده از عدد

ثبت می شود. متغیرهای کمی متغیرهایی هستند که انسان توانسته است برای آنها واحد اندازه

گیری و مبداً اندازهگیری معین کند. مانند قد، وزن، سن، یا زمان لازم برای اتفاق افتادن یک

پدیده.

متغیرهای کمی به دو دسته تقسیم می شوند:

– متغیر کمی پیوسته: متغیری است که بین هر دو مقدار متوالی آن، مقادیر بی شماری وجود دارد. مانند بهره هوشی، قد و وزن.

– متغیر کمی

گسسته (جدا): در این نوع متغیر، نمی توان مقدار دیگری را پیدا نمود. مانندتعداد فرزندان.

متغیر کیفی متغیری است که تفاوت های ناشی از تغییرات آن کیفی است و برای ثبت آنها ممکن است از روش های دیگری غیر از عدد استفاده شود. یعنی متغیر کیفی، متغیری است که پژوهشگر توانایی اندازه گیری آن را ندارد و ویژگی های آن را نمی توان به وسیله ارقام ریاضی نمایش داد. برای ثبت مشاهده ها یا اندازه گیری هایی که از این متغیرها به عمل می آید از حروف الفبا یا کد استفاده می شود مانند رنگ مو، رنگ چشم، جنسی.

متغیر کنترل

عاملی است که تأثیر آن بر متغیر وابسته توسط پژوهشگر خنثی یا حذف می شود. از آنجا که در یک تحقیق نمیتوان به طور همزمان اثر متغیرها بر یکدیگر را را بررسی نمود، محقق اثر برخی از متغیرها را کنترل و خنثی می کند. به این نوع متغیرها، متغیر کنترل گفته می شود کنترل متغیرها از دو طریق صورت میگیرد:

الف- کنترلهای تحقیقی: این نوع کنترل ها از نتایج تحقیقات قبلی شناخته می شوند. به طوری که برخی از متغیرهایی که بر متغیرهای مستقل و وابسته موجود در پژوهش اثر میگذارند، کنترل می شوند. مثلا در بررسی اثر دما بر سرعت واکنش محقق میداند که غلظت واکنش کنندهها نیز میتواند بر سرعت واکنش اثر بگذارد. به طور کلی کنترل تحقیقی با روش های زیر انجام میگیرد: – نسبت دادن تصادفی: در این روش، آزمودنیها به طور کاملا تصادفی به سطوح مختلف متغیر مستقل نسبت داده می شوند. – همتا کردن: در این روش گروه ها از نظر متغیرهای مزاحم همتاسازی می شوند. یعنی فرض میگردد که عوامل مرتبط با متغیر تابع شناخته شده است. در تحقیقات تجربی، همتاسازی قبل از دستکاری متغیر مستقل صورت میگیرد. در این صورت تشکیل گروه های آزمودنی همتا آسانتر است. – تشکیل گروه های همگن: در این روش، دامنه محدودی از متغیر کمی مزاحم یا سطح خاصی از متغیر کیفی مزاحم در نظر گرفته می شود تا تغییرات متغیر مزاحم کنترل شود. – استفاده از یک گروه به عنوان کنترل خودش: در این روش، برای کنترل متغیرهای فردی ناخواسته، از خود ازمودنی ها به عنوان گروه کنترل استفاده می شود.

ب- کنترل های آماری: این کنترل ها شامل تحلیل کوواریانس، رگرسیون سلسله مراتبی و اندازه گیری های مکرر هستند. متغیری نظیر سن، هوش، وضعیت اقتصادی و اجتماعی را پژوهشگر، متغیر کنترل میگوید (اینها را ثابت در نظر می گیرند). متغیرهای وابسته و مستقل و متغیر تعدیل کننده، عینی و واقعی هستند. پژوهشگر متغیرهای مستقل و تعدیل کننده و متغیرهای کنترل را میتواند مشاهده، اندازهگیری و دستکاری کند تا تأثیر آنها را بر متغیر وابسته مورد بررسی قرار دهد. آنچه را که پژوهشگر از طریق دستکاری متغیرهای عینی و واقعی سعی می کند به دست آورد، عینی و واقعی نیست، بلکه فرضی است.

متغیر مزاحم

متغیری است که به صورت فرضی، بر پدیده مشاهده شده تأثیر می گذارد، اما قابل مشاهده، اندازه گیری و یا دستکاری نیست و تأثیر آنها باید از طریق تأثیر متغیرهای مستقل و تعدیل کننده بر رویدادهای قابل مشاهده مشخص شود. پژوهشگر برای بررسی متغیرها آنها را عملیاتی کرده و بعد آنها را به مفهوم تبدیل می کند. معمولاً متغیر مزاحم به یک متغیر مفهومی گفته میشود که تحت تأثیر متغیرهای مستقل، تعدیل کننده و کنترل قرار دارد و بر متغیر وابسته تأثیر می گذارد. متغیر مزاحم موجب کاهش یافتن قابلیت تعمیم پذیری یافته های پژوهشی میشود.

متغیر تعدیل کننده

عاملی است که توسط پژوهشگر انتخاب، اندازه گیری یا دستکاری می شود تا مشخص شود که تغییر آن موجب تغییر رابطه بین متغیر مستقل و پدیده مشاهده شده، می شود یا خیر. مثلاً در آزمودن فرضیه همبستگی بین سطح شوری و غلظت اسید آمینه پرولین در گیاه گندم رقم دوروم. متغیر مستقل سطح شوری است و غلظت اسید آمینه پرولین متغیر وابسته است و

متغیر تعدیل کننده گیاه گندم رقم دوروم است.

متغیر مداخله گر

متغیری است که محقق برای نتیجه گیری از نحوه تأثیر متغیر مستقل بر متغیر تابع مورد نظر قرار میدهد. تأثیر متغیر مداخله گر را نه می توان کنترل کرد و نه به طور مستقیم و مستقل از سایر متغیرها مشاهده کرد. از این رو به این تأثیر در تفسیر نتایج و تحلیل نهایی اشاره میگردد. این نوع متغیر بر اعتبار تحقیق اثر نمیگذارد.

در مثال های تجربی مانند:

تأثیر غلظت های مختلف سولفات روی بر میزان روغن گیاه کلزا رقم طلایه در شرایط آزمایشگاهی به دلیل آن که اثر سولفات روی و غلظتهای آن بر کلزا قابل بررسی گردد بایستی یکی از عواملی که در آزمایشات بر گیاه کلزا اثر داده می شود، آب مقطر باشد، از این رو:

متغیر مستقل: سولفات روی

متغیر وابسته: میزان روغن

متغیر کنترل: آب مقطر

متغیر تعدیل کننده: غلظت های مختلف سولفات روی (در ۴ سطح)

متغیرمزاحم:میتواند عوامل محیطی باشد.