مقاله اهداف‌ و روند سياست‌ فرهنگي‌ دولت‌ پهلوي‌ اول‌ براي‌ ايلات‌ و عشاير که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۸ در تاريخ اسلام و ايران (علوم انساني) از صفحه ۱۳۱ تا ۱۵۹ منتشر شده است.
نام: اهداف‌ و روند سياست‌ فرهنگي‌ دولت‌ پهلوي‌ اول‌ براي‌ ايلات‌ و عشاير
این مقاله دارای ۲۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سياست عشايري
مقاله فرهنگ سازي
مقاله فرهنگ زدايي
مقاله پهلوي اول. دولت

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: واعظ شهرستاني نفيسه

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
در تکاپويي که در آستانه به قدرت رسيدن پهلوي اول، براي چاره انديشي توسعه نايافتگي ايران صورت گرفت، ايلات و عشاير ايران در معرض اتهام قرار گرفتند که با مرکزگريزي، تمرد، غارت و ستيزه هاي مداوم ايلي و عشيره اي ايران را دچار عقب ماندگي کرده اند. بنابراين در دوره پهلوي اول بر پايه سه انديشه دولت سازي، ملت سازي و مدرن سازي اقدام به خط مشي گذاري براي ايلات و عشاير نمودند و پس از آرام سازي و خلع سلاح، اسکان و سلب قدرت از روساي آنان براي ساماندهي فرهنگي ايلات و عشايرچاره جويي هايي کردند.
اين پژوهش قصد بررسي اين موضوع را دارد كه دولت پهلوي اول چه برنامه ريزي هاي فرهنگي اي براي ايلات و عشاير کرده و اين برنامه ها و با چه مقاصدي بوده است؟
اساس فرضيه پژوهش حاضربه اين قرار است که در تکميل سياست عشايري، سياست فرهنگي براي ايلات و عشاير بر محور سياست سلبي، متحدالشكل ساختن لباس مردان و تغيير پوشش زنان كه از آن به نام فرهنگ زدايي ياد شده و سياست ايجابي، ايجاد مدارس و دارالتربيت هاي عشايري، كه از آن به فرهنگ سازي تعبير شده، قرار گرفت.
از ديد اين پژوهش اهداف اساسي سياست فرهنگ زدايي عبارت بود از: ۱٫ القاي قدرت دولت مركزي. ۲٫ از ميان بردن مظاهر تكثر و تنوع. ۳٫ مدرن سازي و ستيز با سنت گرايي.
انگيزه هاي دولت از اجراي سياست فرهنگ سازي به قرار زير توصيف و تحليل شده است: ۱٫ تربيت فرزندان ايلات و عشاير و تقويت خوي شهر نشيني در آنان. ۲٫ تربيت نيروي مبلغ و هوادار حكومت در بين ايلات و عشاير. ۳٫ گروگان گيري خوانين زادگان در مدارس عشايري.
يافته هاي اين پژوهش نشان مي دهد که بين سياست گفتاري و سياست کرداري دولت در اين زمينه تفاوت وجود داشت و به علل نارسايي برنامه به ويژه عدم توجه به عامل زمان و شتابزدگي از سياست فرهنگي دولت استقبال نشد، همچنين برنامه ريزي هاي فرهنگي دولت براي ايلات و عشاير اهداف دولت را تامين نكرد و به دليل، تصورات قالبي سياستگذاران درباره زندگي ايلي وعشير ه اي، كمبود اعتبارات، ريشه داري سنت هاي ايلي و خشونت مجريان به سياست ناكام و غيرموثري تبديل شد.