مقاله بازتاب مفهوم ايران و انديشه ايراني در آثار ناصرالدين منشي کرماني که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۸ در تاريخ نگري و تاريخ نگاري (علوم انساني) از صفحه ۲۷ تا ۵۹ منتشر شده است.
نام: بازتاب مفهوم ايران و انديشه ايراني در آثار ناصرالدين منشي کرماني
این مقاله دارای ۳۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ايران
مقاله مغول
مقاله ايلخانان
مقاله نهاد شاهي
مقاله وزارت
مقاله هويت سياسي ايران
مقاله اندرزنامه نويسي سياسي
مقاله انديشه ايرانشهري
مقاله منطق تبيين تاريخي
مقاله وزارت نامه نويسي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: الهياري فريدون

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
تهاجم ويرانگر مغول و فروپاشي خلافت بغداد با وجود پيامدهاي گوناگون سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در تاريخ ايران دوران اسلامي از منظر بررسي فرايند بازسازي هويت و موجوديت سياسي ايراني از جايگاه ويژه اي برخوردار است. بازنمايي مفهوم ايران در متون تاريخي، جغرافيايي و ادبي اين دوره و بازتاب نظري و عملي فرهنگ سياسي ايراني و الگوي ملکداري ايران از جمله ويژگي هاي مهم اين دوره تاريخي به شمار مي آيند. بي ترديد متون تاريخي و نوشته هاي مورخين بزرگ اين دوره تاريخي از حوزه هاي بسيار مهم بروز و بازتاب اين مفاهيم و افکار و انديشه ها به شمار مي آيند. ناصرالدين منشي کرماني به عنوان يکي ازمورخان برجسته دوره مغول به سبب تاليف آثار مهمي چون «سمط العلي للحضره العليا» و «نسائم الاسحار من لطائم الاخبار» از جمله مورخين برجسته تاريخ ميانه ايران به شمار مي آيد که به سبب پاره اي ويژگي هاي تاريخنگاري و پردازش موضوعي مي توان افزون بر داده هاي تاريخي ويژه، با بررسي و جست و جو در نوشته هاي او مفاهيم مهمي درباره ايران و تفکر ايراني و بازتاب الگوي نظام سياسي ايران شناسايي کرد. از اين رو مقاله حاضر تحت عنوان «بازتاب مفهوم ايران و انديشه ايراني در آثار ناصرالدين منشي کرماني» با روش توصيفي و تحليلي و برپايه مطالعات اسنادي و کتابخانه اي با چنين رويکردي به بررسي موضوع مي پردازد. اين مقاله پس از مقدمه، روش ومفاهيم و مروري بر زندگي ناصرالدين منشي کرماني و آثار و نوشته هاي او بازتاب ايران و هويت ايراني رادر اين آثار و نگرش او را درباره نهاد شاهي، ويژگي ها و کارکردهاي آن، وزارت، نظم سياسي اجتماعي و توازن عناصر موثر در ساخت قدرت بر پايه منطق تبيين تاريخي او در « سمط العلي للحضرة العليا» و «نسا ئم الاسحار من لطائم الاخبار» مورد بررسي قرار مي دهد.