مقاله بررسي رابطه بين سبک هاي رهبري و راهبردهاي مديريت تعارض مورد استفاده مديران ارشد و مياني بيمارستان هاي آموزشي شهر کرمان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۸۹ در بيمارستان از صفحه ۵۷ تا ۶۵ منتشر شده است.
نام: بررسي رابطه بين سبک هاي رهبري و راهبردهاي مديريت تعارض مورد استفاده مديران ارشد و مياني بيمارستان هاي آموزشي شهر کرمان
این مقاله دارای ۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سبک هاي رهبري
مقاله نمره LPC
مقاله مديريت تعارض
مقاله بيمارستان آموزشي
مقاله مديران

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: نكويي مقدم محمود
جناب آقای / سرکار خانم: دلاوري سجاد
جناب آقای / سرکار خانم: سلاجقه مينا
جناب آقای / سرکار خانم: قرباني محمدحسين

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
سابقه و هدف: يکي از الزامات اداره امور بيمارستان ها، به عنوان سازمان هاي ﭘيچيده و ﭘر از تعارض، اين است که مديران ارشد و مياني آن شيوه هاي رهبري و استراتژي هاي مديريت تعارض و ميزان تناسب با آن را را به خوبي بشناسند و بر آن اساس يک شيوه صحيح مديريتي را اعمال نمايند تا در افزايش کارايي و اثربخشي عملکرد در بيمارستان و ارايه خدمات با کيفيت، نقش فعالي ايفا کنند. بنابراين هدف اين پژوهش بررسي رابطه بين نمره LPC1 فيدلر (به عنوان مصداقي از سبک رهبري) و راهبردهاي مديريت تعارض (عدم مقابله، راه حل گرايي و کنترلي) است.
مواد و روش ها: در اين پژوهش که به شکل ميداني انجام شده است، براي بررسي سبک رهبري از نمره  LPCفيدلر و براي بررسي راهبرد هاي مديريت تعارض از پرسشنامه مديريت تعارض استفاده گرديد که پايايي پرسشنامه هاي مذکور با آزمون آلفاکرونباخ به ترتيب برابر با ۰٫۹۰ و ۰٫۸۸ به دست آمد. جامعه آماري شامل مديران، روسا و مسوولين بخش ها و واحدهاي بيمارستان هاي آموزشي شهر کرمان (۸۱ نفر) تشکيل مي دهد که با استفاده از جدول کرجسي و مورگان، نمونه اي ۶۷ نفري انتخاب شد و پرسشنامه در بين آن ها توزيع گرديد. در نهايت براي تجزيه و تحليل داده ها از روش هاي استنباطي کلموگروف اسميرنف، ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون خطي و تحليل ماتريس همبستگي استفاده شد.
يافته ها: نتايج حاصل از پژوهش بيان مي کند که جامعه مورد بررسي از سبک رهبري رابطه مدارتر استفاده مي کنند و راهبرد هاي مديريت تعارض مورد استفاده به ترتيب عدم مقابله، راه حل گرايي و کنترلي مي باشد. همچنين مشاهده گرديد که بين نمره LPC و راهبردهاي عدم مقابله و راه حل گرايي رابطه مثبت و معناداري وجود دارد و ضريب همبستگي پيرسون به ترتيب برابر با ۰٫۵۱۲ و ۰٫۲۹۸ به دست آمد. اما بين نمره LPC و راهبرد کنترلي رابطه منفي ولي معناداري وجود دارد (r=0.474).
نتيجه گيري: بر طبق يافته هاي تحقيق مي توان بيان کرد که مديران رابطه مدارتر ترجيح مي دهند از راهبردهاي مديريت تعارض عدم مقابله و راه حل گرايي استفاده کنند ولي مديران وظيفه مدار، راهبرد کنترلي را بيشتر ترجيح مي دهند. با توجه به اينکه راهبرد مديريت تعارض مورد استفاده، بيشتر عدم مقابله است، توصيه مي شود که دلايل استفاده از اين راهبرد مورد بررسي قرار گيرد و تلاش شود تا افراد ديدگاه هاي متضاد خود را بيان و آزادانه اظهار نظر کنند که منجر به بهبود عملکرد سازمان گردد. اما سبک رهبري رابطه مدار در تعاملات بلند مدت سبک مناسبي است که نگهداري و تداوم آن بايد مورد توجه قرار گيرد.