مقاله بررسي رابطه HLA-G سرمي با موفقيت روش كمك باروري ICSI که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۹۰ در باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) از صفحه ۹۳ تا ۹۹ منتشر شده است.
نام: بررسي رابطه HLA-G سرمي با موفقيت روش كمك باروري ICSI
این مقاله دارای ۷ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله HLA-G محلول
مقاله بارداري
مقاله تزريق داخل سيتوپلاسمي اسپرم
مقاله سرم
مقاله لانهگزيني جنين
مقاله لقاح خارج رحمي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: علي نژاد زهرا
جناب آقای / سرکار خانم: جعفري شكيب رضا
جناب آقای / سرکار خانم: ياري فاطمه
جناب آقای / سرکار خانم: ظهيري سروري زيبا
جناب آقای / سرکار خانم: فرقان پرست كامبيز
جناب آقای / سرکار خانم: عطركارروشن زهرا
جناب آقای / سرکار خانم: نجفي فرنگيس

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و هدف: بارداري، در واقع مانند پيوند عضوي موفق است. عواملي که در عدم دفع جنين موثرند هنوز به خوبي شناخته نشده اند. درصد موفقيت و لانه گزيني جنين حاصل از روشهاي كمك باروري نيز ممکن است به همين عوامل وابسته باشد. ملکول HLA-G يکي ازانواع ملکول هاي MHC کلاس يک غير کلاسيک است که اخيرا در ارتباط با بارداري مورد توجه زيادي قرار گرفته است. در اين مطالعه مقدار HLA-G محلول در سرم زنان تحت درمان با روش ICSI قبل و بعد از انتقال جنين اندازه گيري و همچنين با مقادير HLA-G محلول در سرم زنان باردار طبيعي مقايسه شد تا رابطه حضور و غلظت سرمي آن با بارداري موفق تعيين گردد. هدف اين مطالعه تعيين نقش HLA-G سرمي و تغييرات غلظت آن در موفقيت يا شکست روشهاي كمك باروري است تا در تشخيص، پيشگويي و درمان ناباروري مورد استفاده قرار گيرد.
روش بررسي: نمونه سرمي از ۱۰۷ نفر زن تحت عمل ICSI در گروه آزمايشي قبل و ۱۴ روز بعد از انتقال جنين و ۲۴ نمونه سرمي از زنان باردار طبيعي در گروه کنترل در سه ماهه اول بارداري جمع آوري شد. ايزوفرم هاي  HLA-G1,-G5 محلول و HLA-G محلول توتال با روش الايزاي ساندويچ بررسي شدند. براي تجزيه و تحليل داده ها از آزمون تي و آزمونهاي غير پارامتريک K-S، يو من ويتني و ويلکاكسون در سطح معني داري a=0.05 استفاده گرديد.
نتايج: ويژگيهاي دموگرافيك (سن، مدت ناباروري، رژيم درماني) در گروه آزمايشي با بارداري موفق و ناموفق تفاوت آماري معني داري نداشت. مقدار HLA-G1,-G5 محلول و  HLA-Gمحلول توتال در سرم زنان قبل و بعد از ICSI در گروه با بارداري موفق به ترتيب ۴۷٫۴±۶۲٫۸ U/ml، ۱٫۴۷±۰٫۵۸:OD قبل و ۵۹٫۶±۶۹٫۵U/ml، ۱٫۳۸±۰٫۵۷ :ODبعد از ICSI و در گروه بارداري ناموفق به ترتيب ۳۵٫۷±۵۵٫۲U/ml، ۱٫۳۷±۰٫۴۵ :OD قبل و ۳۹٫۷±۵۷٫۲ U/ml، ۱٫۳۱±۰٫۴۶ :OD بعد از ICSI بود. به همين ترتيب در گروه کنترل با بارداري طبيعي مقادير به ترتيب ۵۳٫۱۶±۴۷٫۹۲ U/ml و ۱٫۲۹±۰٫۴۹ :OD بود. در هيچکدام از موارد فوق تفاوت آماري معني داري مشاهده نشد. پس از بررسي و مقايسه ۲۹ مورد بارداري موفق و ۷۸ مورد بارداري ناموفق، ميزان موفقيت بارداري با تغيير غلظت ايزوفرم هاي HLA-G1,-G5 محلول و HLA-Gتوتال محلول بعد از درمان با روش ICSI در دو گروه ارتباطي نشان نداد.
نتيجه گيري: در زنان تحت درمان با روشهاي كمك باروري رابطه معني داري بين موفقيت بارداري و HLA-G محلول سرمي مشاهده نگرديد. بنابراين به نظر ميرسد HLA-G سرمي اهميت تشخيصي چنداني در موفقيت يا شکست اين روشها نداشته باشد.