مقاله بررسي سازوكار شخصيت ها در خسرو و شيرين نظامي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۸ در جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) از صفحه ۵۳ تا ۷۷ منتشر شده است.
نام: بررسي سازوكار شخصيت ها در خسرو و شيرين نظامي
این مقاله دارای ۲۵ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله خسرو و شيرين
مقاله الگوي کنش گر گريماس
مقاله شخصيت
مقاله روابط

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: فاطمي سيدحسين
جناب آقای / سرکار خانم: درپر مريم

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مساله اساسي اين مقاله تحليل روابط شخصيت ها در خسرو و شيرين نظامي است. در اين تحليل از الگوي کنش گر گريماس استفاده شده است. شش نقش اصلي يا به تعبير گريماس «کنش گر» در اين روايت بازيابي شده که عبارتند از: فرستنده، دريافت کننده، فاعل، هدف، ياريگر و بازدارنده. بر اساس نتايج حاصل از اين تحقيق در روايت خسرو و شيرين، فرستنده بخشي از شخصيت خسرو – ناخودآگاه او – است كه در خواب و به صورت انوشيروان، نياي او، ظاهر مي شود و بشارت شيرين و شبديز را به او مي دهد؛ دريافت کننده خسرو، فاعل: شيرين، هدف: رسيدن خسرو و شيرين به يکديگر، ياريگر: شاپور و کنش گر بازدارنده: از طرفي مريم، همسر خسرو، است که با مرگ او کنش بازدارندگي اش به پايان مي رسد و از طرف ديگر فرهاد است که بازدارندگي چنداني از او بروز نمي کند. «عشق فرهاد به شيرين» داستان عاشقانه اي به موازات عشق «خسرو و شيرين» نيست؛ بلکه در طول اين روايت جاي دارد و فرهاد به عنوان کنش گر بازدارنده (رقيب) ايفاي نقش مي کند. از اين پژوهش بر مي آيد که الگوي گريماس در تحليل شخصيت هاي منظومه خسرو شيرين تا حدي مفيد و کارآمد است و بر اساس اين الگو خواننده با ذهنيتي روشن مي تواند روابط و مناسبات شخصيت ها را دنبال کند.
از مقايسه كنش گرهاي فاعل، دريافت كننده و بازدارنده در دو روايت خسرو و شيرين و ليلي و مجنون مي توان دريافت كه آن چه از نظر داستان پردازان خسرو و شيرين ارزش به حساب مي آمده، آزادگي شخصيت زن داستان و قاطعيت او در عمل بوده است، اما آن چه در نگاه داستان پردازان ليلي و مجنون ارزشمند بوده، پايبندي شخصيت زن داستان به آداب و رسوم اجتماعي و تبعيت او از فرمان پدر يا شوهر بوده است. اين نكته بيانگر تفاوت فرهنگي جوامعي است كه خاستگاه اوليه دو روايت بوده اند. طرح اين نمونه زمينه اي براي تعميم آن به ديگر داستان هاي عاشقانه فارسي است.