مقاله بررسي طرح‌ واره‌ ها و پيوند والديني در دختران نوجوان با وزن طبيعي، چاق و يا داراي علايم بي‌ اشتهايي عصبي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در فروردين و ارديبهشت ۱۳۹۰ در پژوهنده از صفحه ۳۰ تا ۳۸ منتشر شده است.
نام: بررسي طرح‌ واره‌ ها و پيوند والديني در دختران نوجوان با وزن طبيعي، چاق و يا داراي علايم بي‌ اشتهايي عصبي
این مقاله دارای ۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله طرح ‌واره ‌‌ها
مقاله پيوند والديني ضعيف
مقاله اختلال خوردن
مقاله بي ‌اشتهايي عصبي
مقاله نمايه توده بدني

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: شائقيان زينب
جناب آقای / سرکار خانم: اي.آگيلاروفايي ماريا
جناب آقای / سرکار خانم: رسول زاده طباطبايي سيدكاظم

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
سابقه و هدف: در سال هاي اخير شيوع بي ‌اشتهايي عصبي و چاقي در نوجوانان افزايش شگرفي داشته است. هدف مطالعه حاضر تعيين تفاوت طرح ‌واره ‌ها و پيوند والديني در سه گروه دختران نوجوان داراي علايم بي ‌اشتهايي عصبي، داراي وزن بالا و داراي وزن نرمال بود.
مواد و روش ها: سه گروه ۲۵ نفره از دختران نوجوان شامل دختران داراي علايم بي ‌اشتهايي عصبي (با ميانگين سني ۱۶٫۰۸ و ميانگين توده بدني زير (۱۷kg/m2، دختران داراي وزن بالا (با ميانگين سني ۱۶٫۲۰ و ميانگين توده بدني بالاي (27kg/m2 و دختران داراي وزن طبيعي (با ميانگين سني ۱۶٫۱۷ و ميانگين توده بدني (۲۰-۲۴kg/m2 از بين ۴۰۳ دختر نوجوان به روش خوشه ‌اي مرحله ‌اي انتخاب شدند. در اين تحقيق از ۳ پرسشنامه سياهه علايم اختلال خوردن EDI، فرم کوتاه پرسشنامه طرح‌ واره‌ هاي يانگ YSQ-SF، و ابزار پيوند والديني PBI استفاده شد. تجزيه و تحليل داده ‌ها به کمک نرم ‌افزار  SPSS 16با استفاده از روش هاي توصيفي و تحليلي (همبستگي، رگرسيون و تحليل واريانس) انجام گرفت.
يافته‌ ها: دختران نوجوان داراي وزن بالا، درمقايسه با دختران داراي علايم بي ‌اشتهايي عصبي و دختران داراي وزن نرمال، گزارش بالاتري از باورهاي ناسازگار اوليه به خصوص نوع شرم / نقص داشتند (P<0.01). دختران داراي علايم بي ‌اشتهايي عصبي (ميانگين ۳۱٫۴۰ و انحراف استاندارد ۱۱٫۷۱) و دختران داراي وزن بالا (ميانگين ۳۱ و انحراف استاندارد ۱۳٫۵)، نسبت به گروه داراي وزن نرمال (ميانگين ۲۳٫۴۰ و انحراف استاندارد ۱۳٫۳۶)، بيشترين گزارش را از پيوند والديني ضعيف داشتند (P<0.05).
نتيجه ‌گيري: بر اساس شواهد حاضر، مي ‌توان استنباط کرد که مکانيزم ‌هاي شناختي از طريق باورهاي ناسازگار اوليه، نقش پيش ‌بيني‌ کننده مهمي در مساله چاقي دختران نوجوان دارد. همچنين پارامترهاي بين فردي، ممکن است به صورت دريافت مراقبت پايين و بيش ‌حمايت ‌کنندگي مراقبت‌‌ کننده اصلي، در بروز علايم اختلال خوردن و چاقي در نوجوانان موثر باشد. بررسي اثر رابطه طرح‌ واره ‌هاي اوليه و پيوند والديني مي ‌تواند به درک بهتر سبب ‌شناسي اختلال هاي خوردن کمک کند.