مقاله بررسي عوامل موثر بر فعاليت بدني و کنترل متابوليک زنان ديابتي نوع ۲ مراجعه کننده به مرکز تحقيقات ديابت شهر همدان با بهره گيري از مدل ترنس تئورتيکال که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۹۰ در مجله علمي دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني همدان از صفحه ۳۱ تا ۳۷ منتشر شده است.
نام: بررسي عوامل موثر بر فعاليت بدني و کنترل متابوليک زنان ديابتي نوع ۲ مراجعه کننده به مرکز تحقيقات ديابت شهر همدان با بهره گيري از مدل ترنس تئورتيکال
این مقاله دارای ۷ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ديابت شيرين نوع ۲
مقاله فعاليت بدني
مقاله کنترل متابوليک

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: معيني بابك
جناب آقای / سرکار خانم: هزاوه اي سيدمحمدمهدي
جناب آقای / سرکار خانم: جليليان محسن
جناب آقای / سرکار خانم: مقيم بيگي عباس
جناب آقای / سرکار خانم: طريق سرشت نرگس

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه و هدف: فعاليت بدني منظم و اتخاذ سبک زندگي پر تحرک باعث افزايش کيفيت زندگي بيماران ديابتي گشته و تاثير بسزايي در بهبود کنترل متابوليک و ارتقاء سلامت اين بيماران دارد. مطالعه حاضر با هدف تعيين عوامل موثر بر فعاليت بدني و کنترل متابوليک زنان ديابتي نوع ۲ مراجعه کننده به مرکز تحقيقات ديابت شهر همدان با بهره گيري از مدل ترنس تئورتيکال انجام گرديد.
روش کار: اين مطالعه از نوع توصيفي- تحليلي بود که بر روي ۱۱۴ زن ديابتي نوع ۲ انجام شد. براي جمع آوري داده هاي پژوهش، ابتدا ميزان هموگلوبين گليکوزيله بيماران از پرونده آنان استخراج گرديد سپس به روش مصاحبه با بيماران پرسشنامه هاي مربوط به سنجش سازه هاي ترنس تئورتيکال مدل و فعاليت بدني International physical activity questionnaire (IPAQ) تکميل گرديد. داده هاي بدست آمده توسط آزمون آماري ANOVA يک طرفه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
نتايج: ميانگين هموگلوبين گليکوزيله (HbA1C) بيماران ۷٫۷۴±۱٫۷۵ بود. %۶۴٫۹ بيماران داراي فعاليت بدني با شدت سبک، %۲۹٫۸ با شدت متوسط و %۵٫۳ نيز فعاليت بدني با شدت بالا داشتند. يافته ها نشان داد که بيماران با پيشرفت در سازه مراحل تغيير، بطور معني داري فرايندهاي شناختي و رفتاري تغيير را بيشتر بکار مي گيرند و از خودکارآمدي بالاتري در انجام فعاليتهاي بدني برخوردار مي باشند (P<0.05). همچنين با افزايش توازن و تعادل در تصميم گيري ميزان بکارگيري فرايندهاي رفتاري به منظور اتخاذ رفتار فعاليت بدني و خود کارآمدي در انجام فعاليت بدني در بيماران افزايش مي يابد (P<0.05) اما افزايش تعادل و توازن در تصميم گيري رابطه معني داري با بکارگيري فرايندهاي شناختي تغيير در انجام فعاليت هاي بدني نشان نداد (P>0.05). همچنين ارتباط معني داري بين فرايندهاي شناختي، فرايندهاي رفتاري تغيير و سازه توازن و تعادل در تصميم گيري با سازه خودکار آمدي مشاهده گرديد (.(P<0.05
نتيجه نهايي: نتايج مطالعه نشان داد که بکارگيري ترنس تئوريتيکال مدل در پيش بيني رفتارهاي ورزشي و کنترل متابوليک بيماران ديابتي سودمند مي باشد.