مقاله بررسي قصه هاي «ديوان» در شاهنامه فردوسي (بر اساس نظريه ريخت شناسانه ولاديمير پراپ) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۹۰ در متن شناسي ادب فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان) از صفحه ۱۰۵ تا ۱۲۲ منتشر شده است.
نام: بررسي قصه هاي «ديوان» در شاهنامه فردوسي (بر اساس نظريه ريخت شناسانه ولاديمير پراپ)
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله نقد ادبي
مقاله ساختارگرايي
مقاله ولاديمير پراپ
مقاله ريخت شناسي
مقاله شاهنامه
مقاله ديو

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: روحاني مسعود
جناب آقای / سرکار خانم: عنايتي قاديکلايي محمد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
امروزه نقدهاي زيادي وجود دارند که بر کارکردهاي ساختاري استوارند. ساختارگرايان همواره در پي آن بودند که به الگوهاي روايتي مشخص دست يابند تا به کمک آنها، قصه ها و داستان ها را مورد بررسي قرار دهند. از بين آثار به وجود آمده، کار ولاديمير پراپ از همه مهمتر بود؛ وي با تجزيه و تحليل قصه هاي روسي پريان، نموداري شامل سي و يک خويشکاري ارايه کرد و معتقد بود، اين الگو را مي توان در مورد ساير قصه هاي عاميانه و حتي رمان ها به کار برد. روش پراپ بعدها توسط محققان ديگر مورد استفاده قرار گرفت و گاهي نقدهايي بر آن وارد شد.
شاهنامه فردوسي از جمله آثاري است که در آن داستان ها و داستان واره هاي فراواني ديده مي شود. از جمله آنها، داستان-هايي است که در آنها ديوان از نقش ورزان اصلي هستند. در اين مقاله سعي شد تا نمودار خويشکاري هاي پراپ و روش ريخت شناسانه وي در داستان هاي ديوان پياده شود تا مشخص گردد، نظريه پراپ تا چه اندازه بر اين داستانها انطباق دارد. بررسي ها و تجزيه و تحليل اين داستان ما را به اين نتايج رسانده است که قصه هاي ديوان در شاهنامه قابل بررسي با کارکردهاي ريخت شناسانه پراپ است و توالي کارکردهاي مورد نظر پراپ نيز در اين داستانها ديده مي شود. حرکت هاي موجود در اين داستانها از نظر موضوع و محتوا، بيشتر از نوع اول حرکت هاي پراپ يعني بسط از طريق خويشکاري ( H-Iجنگ و کشمکش) هستند و خويشکاري «طلسم» يا «افسون» در اکثر داستانها حضور دارد. در برخي داستانهاي ديوان، بعضي کارکردها تکرار شده اند که اين امر علاوه بر تاکيد بر اهميت حادثه اي که رخ مي دهد و توانايي هاي خاص قهرمان، نوعي حالت تعليق در قصه به وجود مي آورد.