مقاله بررسي هيستولوژيک و هيستومورفومتريک تاثير لاكتوفرين و Bio-Oss) Porous bovine bone mineral) بر ترميم حفرات ايجاد شده در كالواريوم خرگوش که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در مجله دندانپزشکي (دانشگاه علوم پزشکي تهران) از صفحه ۱۶۷ تا ۱۷۴ منتشر شده است.
نام: بررسي هيستولوژيک و هيستومورفومتريک تاثير لاكتوفرين و Bio-Oss) Porous bovine bone mineral) بر ترميم حفرات ايجاد شده در كالواريوم خرگوش
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله بازسازي استخوان
مقاله لاكتوفرين
مقاله استخوان سازي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: پاك نژاد مژگان
جناب آقای / سرکار خانم: ركن اميررضا
جناب آقای / سرکار خانم: صبوريراقي علي اكبر
جناب آقای / سرکار خانم: الهامي فلورا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و هدف: ترميم ضايعات استخواني به ويژه در نواحي که قرار است تحت درمان ايمپلنت قرار گيرند يکي از مشکلات دندانپزشکان امروز است. Bio-Oss) Bovine bone mineral) يكي از موفق ‌ترين مواد پيوندي است که به عنوان داربستي براي مهاجرت استئوبلاست ‌ها عمل مي ‌کند. در صورتي که بتوان با استفاده از ماده‌ اي مهاجرت، تکثير و تمايز استئوبلاست ‌ها را تسريع کرد، امکان بازسازي حجم بيشتري از استخوان ممکن خواهد شد. شير حاوي پروتيين‌ هايي است که رشد استخوان را تنظيم مي ‌کند و يکي از مهم ترين اين پروتيين ‌ها لاکتوفرين است. هدف از اجراي اين مطالعه بررسي تاثير اضافه کردن لاکتوفرين گاوي به Bio-Oss بر استخوان ‌سازي در کالواريوم خرگوش بود.
روش بررسي: لاکتوفرين در دو غلظت ۵۰۰ و ۵۰ ميکروگرم بر ميلي ‌ليتر آماده شد. ۱۰ عدد خرگوش سفيد نيوزلندي براي مطالعه در نظر گرفته شدند.۴ حفره مشابه به قطر ۶ ميلي متر در استخوان کالواريوم نمونه ‌ها ايجاد شد و سپس در دو عدد ازحفره ‌ها Bio-Oss با ۷۰ ميکروليتر لاکتوفرين با دو غلظت ذکر شده پر شد، در حفره سوم Bio-Oss به تنهايي قرار داده شد و حفره چهارم به عنوان کنترل خالي گذاشته شد. اين حفرات پس از ۴ هفته مورد بررسي هيستولوژيک و هيستومورفومتري قرار گرفتند. داده ها توسط آزمون Cochrane Q و Friedman آناليز شدند.
يافته ‌ها: در مطالعه حاضر التهاب مشهودي در گروه ‌هاي مورد مطالعه مشاهده نشد. همچنين در واکنش جسم خارجي، نوع و وايتاليتي استخوان نيز تفاوتي بين گروه ‌ها وجود نداشت. اما در مورد ميزان استخوان ساخته شده گروه کنترل از ساير گروه ‌ها به طور معني ‌داري کمتر بود (P<0.05). در بين سه گروه ديگر گروه‌ هاي حاوي لاکتوفرين استخوان ‌سازي بهتري داشتند هر چند اين تفاوت از لحاظ آماري معني ‌دار نبود (P=0.1). با اين حال به نظر مي ‌رسد اضافه کردن لاکتوفرين به Bio-Oss باعث افزايش مختصري در استخوان ‌سازي شده که اين اثر در غلظت بالاتر بيشتر بوده است. در مورد ميزان متريال باقي مانده نيز بين ۳ گروه اختلاف معني ‌داري وجود نداشت (P=0.392)، هر چند در گروه ‌هاي حاوي لاکتوفرين اين ميزان کمتر از گروه Bio-Oss تنها بود.
نتيجه ‌گيري: هرچند تفاوت معني ‌داري بين گروه ‌ها ديده نشد ولي اين طور به نظر مي‌ رسد که اضافه کردن لاکتوفرين باعث افزايش مختصري در استخوان‌ سازي شده است. همچنين به دليل احتمال شکسته شدن لاکتوفرين از حفره، يافتن ماده ‌اي حامل براي لاکتوفرين مي ‌تواند در شناسايي اثرات اين ماده کمک کننده باشد.