مقاله بررسي و تطبيق گزاره هاي چند معراج نامه کهن و مقايسه آنها با معراج نامه شفيعي کدکني که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۹ در جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) از صفحه ۵۱ تا ۷۹ منتشر شده است.
نام: بررسي و تطبيق گزاره هاي چند معراج نامه کهن و مقايسه آنها با معراج نامه شفيعي کدکني
این مقاله دارای ۲۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله معراجنامه
مقاله دنياي ماوراي حس
مقاله انسان معاصر
مقاله جهان غيب
مقاله مکاشفه
مقاله ناخودآگاه
مقاله شفيعي کدکني

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: كهدويي محمدكاظم
جناب آقای / سرکار خانم: صادقيان محمدعلي
جناب آقای / سرکار خانم: دهقان احمد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
در اين گفتار ،کهن ترين و نوترين گزارش هاي سفر انسان به دنياي ماوراي حس نشان داده شده و پس از آن ميان سيرهايي که انسان هاي سنتي گزارش کرده اند و معراج نامه اي که از«محمد رضا شفيعي کدکني» به عنوان نمونه اي از سير انسان معاصر در دست داريم، مقايسه هايي انجام شده است. اين پژوهش نشان مي دهد اکثر اين سيرها مي تواند وقوعي مسلم داشته باشد و مي توان از ديدگاه علمي و بخصوص بر اساس نظريات يونگ آنها را توجيه نمود. ضمن بررسي بخشي از گزاره هاي اين سيرها نشان داده شده است که تشابه و نکات مشترک اين معراج ها، از طرفي وابسته به باورها، رياضت ها و تاملاتي است که اين سيرها را موجب مي شود و از سويي ديگر به تاثير پذيري اکثر سيرهاي متاخر از متقدم مربوط مي گردد. همچنين از رويارو قرار دادن مسافران دو طيف سنتي و معاصرِ ديارِ غيب از طريق ارايه و تشريح گزارش هاي مستند آنها، نقش جهان ذهني اين دو طيف در آفرينش عناصر اين گزاره ها ترسيم شده است و از اين رهگذر تعهد و رسالت آدميان بر اساس توجه به تعريف سنتي انسان به عنوان حيواني ناطق و تعريف معاصرين به صورت حيوان سايس در معراج جمعي انسان ترسيم شده است. در پايان يادآوري شده است که انسان معاصر به جاي گزارش و به تصوير کشيدن حالات روان هاي معذب در عالم ارواح و بهره گيري از استراتژي رعب، در صدد ترغيب و آماده سازي وجدان جمعي براي تهذيب و سالم سازي جامعه از طريق جنبش آگاهانه و حرکت عقلاني و علمي است. دليل نکوهش بي محاباي شاعران در آخرين بخش معراج نامه انسان معاصر نيز همين بي توجهي آنها به رسالت و تعهد شعر به عنوان رکن مهمي از امکانات فرهنگي جامعه است.