مقاله تاثير فلسفه بر عرفان اسلامي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در عرفان اسلامي (اديان و عرفان) از صفحه ۵۵ تا ۶۷ منتشر شده است.
نام: تاثير فلسفه بر عرفان اسلامي
این مقاله دارای ۱۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله فلسفه
مقاله عرفان اسلامي
مقاله تاثيرپذيري
مقاله هستي شناسي
مقاله روش شناسي
مقاله کشف و شهود

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: آل رسول سوسن

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
با وجود اينکه ميان فلاسفه و عرفا در مباني، غايات و روش، تفاوت هايي وجود دارد و ليکن فلسفه اسلامي، بر عرفان اسلامي بسيار موثر بوده است. اين تاثيرپذيري در ۳ حوزه هستي شناسي، روش اثبات و انتقال يافته هاي عرفاني، و رابطه انسان با خدا مي باشد.
۱- در حوزه هستي شناسي: موضوع اصلي و هدف عرفان اسلامي شناخت ذات خدا از حيث اسما و صفات او جهت وصول به حق (خدا) است و با وجود آنکه قايل به وحدت شخصي وجود بوده و عالم خلق را مظاهر حق مي داند و براي آنها وجودي مستقل قايل نيست، وليكن از هستي شناسي غافل نبوده و يك نظام هستي شناسانه فيلسوفانه با استفاده از تعابير فلسفي ارايه مي نمايد. ۲- در حوزه اثبات و انتقال يافته هاي عرفاني: از آنجايي که درک عرفا شهودي، شخصي و غير قابل اثبات و انتقال بود، معمولا محکوم مي شدند. ولي تلاش ابن عربي و عرفاي پس از وي در استفاده از استدلالهاي برهاني و بيان عقلي به عرفان اسلامي مدد رساند تا يافته هاي دروني و معنوي خود را از حالت شخصي خارج ساخته و با طريقي مطمئن به ديگران انتقال دهد و در نتيجه عرفان به صورت يک علم مطرح شود. عارف از طريق توصيف عقلاني واقعيت هاي شهود شده، و استفاده از زبان و اصطلاحات فلسفي با مفادي كاملا عرفاني، و اقامه برهان عقلي بر يافته هاي عرفاني در اين جهت از فلسفه مدد جسته است. ۳- در حوزه رابطه انسان با خدا: رابطه عاشقانه اي بين مخلوق و خالق وجود دارد که ايجاد حرکت شوقي به جاذبه زيبايي کمال مطلق (خدا) در مراتب مادون مي کند. تبيين نظري اين حرکت کماليه و مراحل آن متاثر از آرا فلسفي ارسطو، فلوطين و سهروردي مي باشد.