مقاله تاثير مکمل ويتامين D در بيماران مبتلا به نارسايي سيستولي بطن چپ که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در شهريور ۱۳۸۹ در مجله دانشکده پزشکي اصفهان از صفحه ۳۷۷ تا ۳۸۴ منتشر شده است.
نام: تاثير مکمل ويتامين D در بيماران مبتلا به نارسايي سيستولي بطن چپ
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله نارسايي قلب
مقاله ويتامين D
مقاله عملکرد سيستولي بطن چپ

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: كردگاري مريم
جناب آقای / سرکار خانم: گرك يراقي محمد
جناب آقای / سرکار خانم: منصوري سياوش
جناب آقای / سرکار خانم: پورمقدس علي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: نارسايي مزمن قلبي، بيماري شايع و جدي با ميزان مرگ و مير بالا به عنوان يک مشکل بزرگ بهداشتي باقي مانده است. بيماران مبتلا، دچار کاهش در سطح (OH)D25 مي باشند و به نظر مي رسد سطح ناکافي ويتامين D از عوامل موثر در پاتوژنز اين بيماري باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسي تاثير ويتامين D بر عملکرد سيستولي بطن چپ و وضعيت NYHA فانکشن کلاس در بيماران مبتلا به نارسايي قلبي انجام شد.
روش ها: در اين کارآزمايي باليني شاهددار و دو سوکور از بين بيماران مبتلا به نارسايي قلب مراجعه کننده طي مدت ۶ ماه، تعداد ۱۱۰ بيمار که بر اساس علايم قلبي مطابق با طبقه بندي NYHA، فانکشن کلاس III و يا کمتر بودند و LVEF کمتر از ۴۵ درصد داشتند، به طور تصادفي منظم به دو گروه شاهد و مورد تقسيم شدند. در ابتدا و پايان مطالعه، با انجام اکوکارديوگرافي LVEF و حجم هاي بطن چپ تعيين شد، سطح سرمي (OH)D25، Alb، Cr،Ca++ و P بررسي و فانکشن کلاس بيماران بر اساس طبقه بندي NYHA فانکشن کلاس بررسي گرديد. در طول مدت مطالعه، بيماران گروه مورد به صورت هفتگي يک کپسول ۰۰۰٫۵۰ واحد ويتامين D3 و گره شاهد يک کپسول دارونما دريافت کردند. به هر دو گروه مکمل کلسيم کربنات ۵۰۰ mg روزانه داده شد. جهت مقايسه ميانگين تغييرات LVEF بين دو گروه از آزمون t مستقل و در هر گروه از آزمون Paired-t و براي مقايسه تغييرات فانکشن کلاس بين دو گروه از آزمون Mann-Whitney در نرم افزار SPSS استفاده شد.
يافته ها: ۸۱ بيمار مطالعه را تکميل کردند. مکمل ويتامين D ميانگين سطح سرمي (OH)D25 را در حد ۳۳٫۹ ng/ml افزايش داده بود(P<0.001)؛ در گروه شاهد افزايش ميانگين سطح سرمي ويتامين D برابر با ۶٫۲ ng/ml بود (P>0.05) .پس از ۶ ماه درمان، LVEF در گروه شاهد و در گروه مورد هر دو به صورت معني دار افزايش يافته بود ولي بهبود LVEF در گروه مورد بيش از گروه شاهد بود (P<0.05) .وضعيت فانکشن کلاس NYHA در گروه مورد بهبود داشت (P<0.05) ولي در گروه شاهد ثابت مانده بود (P>0.05).
نتيجه گيري: ويتامين D3 عملکرد سيستولي بطن چپ بيماران مبتلا به نارسايي قلبي مزمن و نيز وضعيت فانکشن کلاس اين بيماران را بهبود داد و ممکن است بتواند به عنوان درمان مکمل در کنار ساير درمان هاي رايج نارسايي قلب در آينده به کار آيد.