مقاله تبيين انتقادي جايگاه علوم اعصاب، در قلمرو دانش و عمل تربيت که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۹ در تازه هاي علوم شناختي از صفحه ۸۳ تا ۱۰۰ منتشر شده است.
نام: تبيين انتقادي جايگاه علوم اعصاب، در قلمرو دانش و عمل تربيت
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله علوم اعصاب و تربيت
مقاله تربيت سازگار با مغز
مقاله مباني عصب شناختي تربيت

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: نوري علي
جناب آقای / سرکار خانم: مهرمحمدي محمود

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
رشد سريع فنون تصويربرداري عصبي در سال هاي اخير، امکان فوق العاده اي براي پژوهشگران فراهم کرده است تا فهم بهتري از ساختار و کارکرد مغز انسان به دست آورند. در پرتو بهره گيري از اين فن آوري هاي تصويربرداري عصبي پيشرفته، يافته هاي پژوهشگران حيطه مغز، در زمينه تفکر، هيجان، انگيزش، يادگيري و رشد، موجي از بينش هاي جديد به دنبال داشته که تبيين هاي موجود درباره موضوعات تربيتي را تحت تاثير جدي قرار داده است. از اين رو، بسياري از متخصصان علوم اعصاب و تربيت ادعا مي کنند که برقراري پيوند بين علوم اعصاب و علوم تربيتي مي تواند نقش عمده اي در بهبود دانش، سياست و عمل تربيتي ايفا کند. کاربرد و دلالت ها و کاربرد هاي تربيتي معتبر استنباط شده از يافته هاي علوم اعصاب نيز از اين ادعا حمايت مي کنند، اما با وجود اين، به نظر برخي منتقدان، رابطه ميان کارکردهاي عصبي و عمل تربيتي بسيار محدود و شکاف بين علوم اعصاب و علوم تربيتي به قدري زياد است که امکان برقراري پيوند مستقيم بين آنها وجود ندارد و بايد رشته هاي ديگري همچون «روان شناسي شناختي» و يا «علوم اعصاب شناختي» واسطه برقراري اين پيوند شوند. اما از چشم انداز تربيتي، ماهيت دانش تربيت به عنوان يک دانش کاربردي ايجاب مي کند که براي دستيابي به اهداف تربيتي، از علوم اعصاب نيز همچون ساير علوم توصيفي (از قبيل روان شناسي و جامعه شناسي) استفاده شود که اين امر از طريق استخراج دلالت ها و کاربردهاي تربيتي معتبر از مباني اعصاب شناختي تربيت محقق خواهد شد. بنابراين، ايجاد پيوند بين اين دو دانش هم ضروري و هم امکان پذير است، چرا که مي توان در تعامل و تلفيق با «فلسفه تربيتي»، «جامعه شناسي تربيتي»، و «روان شناسي تربيتي» از «اعصاب شناسي تربيتي (علوم اعصاب تربيتي)» هم براي بهبود دانش، سياست و عمل تربيت بهره گرفت. با اين وجود، مهم ترين اصل درخور توجه در اين ارتباط، اصل هوشياري و احتياط در تفسير و استفاده تربيتي از يافته هاي پژوهش مغز است که تحقق اين امر هم مستلزم فراهم کردن زمينه تعامل و مشارکت سازنده و واقعي بين دانشمندان و پژوهشگران علوم اعصاب و تربيت و تلفيق علوم اعصاب شناختي و علوم اعصاب تربيتي در برنامه هاي درسي علوم – تربيتي و تربيت معلم است.