مقاله تبيين جامعه شناختي شکل گيري دولت مطلقه مدرن در ايران که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۹ در مسائل اجتماعي ايران (دانشگاه خوارزمي) از صفحه ۷ تا ۳۵ منتشر شده است.
نام: تبيين جامعه شناختي شکل گيري دولت مطلقه مدرن در ايران
این مقاله دارای ۲۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله دولت مدرن
مقاله دوره پهلوي اول
مقاله تبيين ساختاري
مقاله همگون سازي هويتي
مقاله مطالعه تاريخي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: آزادارمكي تقي
جناب آقای / سرکار خانم: نصرتي نژاد فرهاد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
اين پژوهش در صدد پاسخ گويي به اين پرسش هاي اساسي است که چرا دولت در دوره پهلوي اول ساختاري متفاوت از دوره قاجار پيدا کرد. چه عوامل ساختاري ترتيب نهادي دولت را دگرگون کرد و آن را به سمت ساختاري جديد (دولت مطلقه مدرن) حرکت داد. علت اين دگرگوني ساختاري چه و سازوکار آن چکونه بود. اين مقاله، براي پاسخ گويي به پرسش هاي ياد شده با استناد به ادبيات مربوط به دولت مدرن و با قراردادن دولت مدرن در مقابل امپراتوري ايده آل، گونه اي از دولت مدرن ارايه مي شود. پس از آن، با اتخاذ رويکردي ساختاري ظهور دولت مدرن در ايران در پرتو تحولات ساختاري ناشي از ادغام ايران در نظام جهاني در دوره قاجار، تبيين مي شود. نتايج نشان مي دهد که ادغام ايران در نظام جهاني در دوره قاجار، تبيين مي شود. نتايج نشان مي دهد که ادغام ايران در نظام جهاني در دوره قاجار فشار ساختاري در جهت نوسازي دولت وارد مي کرد. اما به دليل ناتواني قاجارها در نوسازي، انقلاب مشروطه به وقوع پيوست. از اين نظر انقلاب مشروطه سرآغاز شکل گيري دولت مدرن در جامعه ايران بود. از آن جا که دولت هاي مدرن عموما در قالب دولت هاي مطلقه ظهور مي يابند و با گسترش توان نظامي و اداري دولت، بنيان هاي دولت مدرن را پي ريزي مي کنند، دولت مشروطه به دليل فقدان توان نظامي و اداري لازم شکست خورد. ناکامي دولت ياد شده منجر به بروز هرج و مرج در سال هاي بعد شد که اتفاقا زمينه اجتماعي به قدرت رسيدن رضاخان را با حمايت انگلستان، که قدرتي کانوني در نظام جهاني بود، فراهم ساخت. دولت جديد با اتخاذ سياست ها و اقداماتي سعي در مدرن سازي دولت کرد؛ اقداماتي که قدرت و توان نظامي دولت را افزايش مي داد؛ حکام محلي و ساير منابع اقتدار را که در ساخت شبه امپراتوري دولت قاجار ميان قدرت مرکزي و توده مردم واسطه و حايل بودند از ميان بر مي داشت؛ منجر به بروز توسعه حاکميت و بلامنازع شدن قدرت دولت در قلمرو سرزميني ايران مي شد؛ واحدهاي اجتماعي را به هم مرتبط مي ساخت و نوعي يکپارچگي در سطوح مختلف جامعه به وجود مي آورد؛ چارچوب ايراني بودن را مشخص و نوعي هويت همگون و همسان در جامعه ايراني ايجاد مي کرد. با چنين اقداماتي ساختار دولت از دولت قبل متمايز و زمينه براي شکل گيري دولت مطلقه مدرن فراهم شد. شرايط ساختاري جامعه ايران نيز چنين فرآيندي را امکان پذير مي ساخت.