مقاله تحليل ساختاري گسل ايذه در بخش مركزي زاگرس با استفاده از تكنيك هاي سنجش از دور که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۹۰ در پژوهشهاي جغرافياي طبيعي (پژوهش هاي جغرافيايي) از صفحه ۹۷ تا ۱۱۲ منتشر شده است.
نام: تحليل ساختاري گسل ايذه در بخش مركزي زاگرس با استفاده از تكنيك هاي سنجش از دور
این مقاله دارای ۱۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سنجش از دور
مقاله تحليل ساختاري
مقاله تصاوير ماهواره اي
مقاله زاگرس
مقاله مدل رقومي ارتفاع
مقاله گسل ايذه

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: عزيززاده مهران
جناب آقای / سرکار خانم: ملامهرعلي زاده فاطمه

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مورفولوژي كمربند چين- راندگي زاگرس، به دليل عملكرد گسل هاي مختلف در طي كوهزايي، پيچيدگي هاي خاصي يافته است. گسل ايذه (با روند (N-S يكي از اين عناصر ساختماني بنيادي است كه حركات آن در دوره هاي زمين شناسي، آثار زيادي را در الگوي رسوب گذاري و سيماي مورفوتكتونيكي زاگرس بر جاي گذاشته است. در اين مقاله، يافته هاي جديد در خصوص سبك و سازوكار دگرشكلي سيستم گسلي ايذه، در بخش مركزي زاگرس مورد بحث قرار گرفته است. اين پژوهش به كمك تكنيك هاي سنجش از دور و با استفاده از تصاوير ماهواره اي ASTER وIRS-PAN ، و مدل رقومي ارتفاع (DEM) ناحيه انجام شده است. براي تصحيح هندسي، پردازش داده ها و بارزسازي عوارض ساختاري و آثار شكستگي در تصاوير ماهواره اي، از نرم افزار ER Mapper 6.4 استفاده شد. به علاوه، براي بررسي دقيق تر سيماهاي دگرشكلي و آثار شكستگي در واحدهاي رسوبي، از انواع مدل هاي سه بعدي مبتني بر DEM نيز كمك گرفته شد. مشاهدات سنجش از دور حاكي از آن اند كه حركات گسل ايذه باعث تغييرات زيادي در ويژگي هاي زمين ساختي بخش مركزي زاگرس شده است. آثار دگرشكلي ناشي از گسل ايذه عمدتا به صورت كشيدگي و چرخش راستگرد محور چين ها، و يا گسيختگي و جابه جايي طبقات نمايان شده اند. حركات اين گسل، الگوي جهت گيري و شدت شكستگي در واحدهاي زمين شناسي را نيز متاثر كرده است. تحليل ساختاري دسته هاي شكستگي در مناطق مختلف اين را مطرح مي سازد كه برخي از آنها احتمالا بر اثر سيستم برشي ناشي از حركات راستگرد گسل ايذه تشكيل شده اند. در مجموع، شواهد زمين ساختي نشان مي دهند كه حركات گسل ايذه در طي فازهاي مختلف كوه زايي، به واسطه سازوكارهاي متفاوت، موجب تغيير الگوي دگرشكلي ناحيه اي و يا تعديل سيماي مورفوتكتونيك بخش مركزي زاگرس شده است. به علاوه، برخي از شواهد دلالت بر آن دارند كه اين گسل در طي فازهاي جوان آلپي نيز فعال بوده است.