مقاله تحليل معنا- ساختاري دو حکايت از تاريخ بيهقي با تكيه بر الگوي كنشگرهاي گريماس که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) از صفحه ۴۷ تا ۶۷ منتشر شده است.
نام: تحليل معنا- ساختاري دو حکايت از تاريخ بيهقي با تكيه بر الگوي كنشگرهاي گريماس
این مقاله دارای ۲۱ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله تاريخ بيهقي
مقاله حسنك
مقاله بودلف
مقاله گريماس
مقاله کنشگر

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: خادمي نرگس
جناب آقای / سرکار خانم: پورخالقي چترودي مه دخت

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
گريماس و ديگر معناشناسان مکتب پاريس بر اين باورند که واقعيت، همواره گريزنده است و عوامل بيروني دخيل در پديد آمدن روايت و ريشه هاي واقعي آن همواره مبهم اند. بر اين اساس، روايت گونه اي شبيه سازي از واقعيت يا شبه واقعيت است. در اين مقاله با استفاده از الگوي کنشگرهاي گريماس به تحليل و بررسي دو حکايت از تاريخ بيهقي پرداخته و در پي آشکار ساختن دو گونه از روايت در اين اثر بوده ايم: گونه اول روايتهايي که بيهقي به جزييات موثق درباره آنها دسترسي نداشته است و به دليل شخصيت پردازي ضعيف قابليت محدودي براي تطبيق بر اين الگو دارند. گونه دوم حکاياتي که به دليل شخصيت پردازي عالي، الگوي کنشگرها کاملا بر آنها قابل تطبيق است. اين حکايات داراي ميزان واقع نمايي بالايي هستند و هنرمندي بي مانند بيهقي را در شبيه سازي واقعيتهاي تاريخي در قالب روايتهايي باور پذير نشان مي دهند.