مقاله تحليل کهن الگويي داستان پادشاه و کنيزک که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در متن پژوهي ادبي (زبان و ادب پارسي) از صفحه ۸۷ تا ۱۰۴ منتشر شده است.
نام: تحليل کهن الگويي داستان پادشاه و کنيزک
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله مولوي
مقاله داستان پادشاه و کنيزک
مقاله عشق
مقاله کهن الگو
مقاله ناخودآگاه فردي و جمعي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: زمان احمدي محمدرضا
جناب آقای / سرکار خانم: حدادي الهام

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
داستان پادشاه و کنيزک آيينه تمام نماي روايت هاي داستاني مثنوي است، روايتي که محل تجلي خاطره نژادي انسان (کهن الگوها) از نماد عشق در ناخودآگاه جمعي مولانا است. نماد عشق در داستان پادشاه و کنيزک، نيرويي است که معناي خودآگاهي، يعني ادراک و صور مواد اوليه را فراهم مي آورد تا پادشاه جان مولانا به ياري اين نماد به فرايند فرديت برسد. در اين جستار سعي بر آن است تا با بررسي عناصر روان شناسي تحليلي يونگ، نمادهاي کهن الگو را که از حافظه جمعي نوع بشر به ناخودآگاه جمعي مولانا ارث رسيده است، در داستان پادشاه و کنيزک تحليل کنيم. حاصل بحث چنين است که کهن الگوي عشق همراه با نماد هاي کهن الگوي من، خود، سايه، نقاب، پير دانا، ناخودآگاه فردي و جمعي در پيوند با خواب و رويا، پادشاه را از حيطه خودآگاهي به ناخودآگاهي مي کشاند و پادشاه در جريان برخورد با درونش با مواجهه خودآگاه و ناخودآگاه در روند کسب فرديت، بار ديگر متولد مي شود و به نقل از مولانا «زاده ثاني» مي گردد.