تعريف علم

علم دارای معانی متعددی است. از جمله علم به معنای یقین است. یقین در مقابل شک و ظن است. یقین زمانی حاصل می شود که انسان نسبت به چیزی علم حاصل کند. از سوی دیگر علم در مقابل جهل نیز هست. در این حالت کلیه آگاهی هایی که بر اساس یک سلسله اصول و قوانین، پیرامون موضوعی مشخص به دست آمده باشد، علم گفته می شود. علاوه بر این علم، دانش حاصل از تجربه است. این تجربه برای همه افراد به طور مکرر قابل حصول است.

علم تعاریف زیادی دارد از جمله:

– علم روش شناخت پدیده های علت و معلولی است.

– علم روش شناخت حقایق موجود در۔ طبیعت است.

– علم همان تراکم پیاپی یا سیستماتیک اطلاعات است، پس علم جمع پذیر است.

وظایف علم

علم فعالیتی برای بهبود و پیش برد عملی است. وظیفه علم دقت در طبیعت، یافتن قوانین و اصول کلی در مورد چگونگی وقوع پدیدههای مختلف در جهان، کشف و یادگیری واقیت ها، یافتن رابطه علت و معلولی بین پدیده هاست. از دیگر وظایف علم، ایجاد قوانینی است که رفتار چیزها یا رویدادهای تجربی را که علم با انها در ارتباط است، در بر گیرد. علم انسان را قادر میسازد تا دانش خود را در مورد رویدادهای شناخته شده و رویدادهای مجزا از یکدیگر افزایش داده و درباره رویدادهایی که تاکنون برای او ناشاخته بوده، پیش بینی های متغیر به عمل آورد. به عبارت دیگر هدف علم تشریح کلیات و به دست آوردن روابط علت و معلولی بین وقایع طبیعی است.

انواع علم

علم از آن نقطه و از آن زمان آغاز شد که بشر به فکر حل مسائل مختلف زندگی افتاد و به عبارت دیگر تاریخ تولد علم مصادف با تاریخ تولد بشر است. روشهایی که انسان برای پاسخگویی به سؤالات خود انتخاب می کند متفاوت و گوناگون است، اگر چه منابع اطلاعاتی فراوانی نظیر تجربه و اظهار نظر صاحبن ظران وجود دارد، ولی باید توجه داشت که اطلاعات ناشی از دانش سازمان یافته علمی است که میتواند با ارزش ترین امکانات را درباره تصمیم گیری فراهم سازد.پژوهشگر میتواند برای کسب اطلاعات معتبر و ارائه پیشنهادهای مفید به منظور اتخاذ تصمیم مناسب از منابع موجود پژوهش های علمی استفاده کند.