مقاله تنها صداست که مي ماند که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۸۸ در پژوهشنامه ادب حماسي (پژوهش نامه فرهنگ و ادب از صفحه ۲۰۶ تا ۲۲۰ منتشر شده است.
نام: تنها صداست که مي ماند
این مقاله دارای ۱۵ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله فروغ فرخزاد
مقاله تنها صداست که مي ماند
مقاله نقد شعر فروغ
مقاله ادبيات شرح حالي
مقاله ادبيات اعترافي
مقاله مرزبندي سنتي جنسيت
مقاله فرديت در شعر
مقاله هنجارشکني زباني
مقاله سنت هاي قراردادي
مقاله مرد محوري
مقاله نظام سنتي مرد مدارانه
مقاله فرديت در شعر

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: حاجي زاده رفعت

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
از همان آغاز چاپ اولين مجموعه شعر در سال ۱۳۳۱ تا پايان زندگي ۳۲ ساله در سال ۱۳۴۵ فرحزاد با زبان و ابزار بياني خاص خود شعر گفت. با کلام، لغات و ترکيبات خاصي که توانست به کمک آن ها دنياي متفاوتي را در جامعه کهنه گرا و مرد محور ادبيات ايران به ت صوير بکشد.
در نگاهي به تاريخ ادبيات فارسي، اندک نوشته هاي محتاطانه زنان را مي بينيم که بازگو کننده محدوديت سنتي و ممنوعيت بياني آنها باشد چرا که نظام قراردادي ديرينه مرد را قوي، منطقي، حاکم و سخندان، و زن را مطيع، غيرمنطقي و ساکت مي خواست. نماد زن خوب، «فرشته خانه» بود. فرمانبردار و بردبار که تمام وجود خود را در خانه نثار کند. شاعر شعر «تنها صداست که مي ماند» جاي زنان خلاق و انديشمند را در عرصه فرهنگ و هنر خالي مي بيند و با ادعاي «چرا توقف کنم» به مبارزه مي پردازد. مسلم است که جامعه مردگراي آن چنان زمان پذيراي راه غيرمرسوم، هنجارشکني زباني، صراحت بياني، صداقت کلام از جانب زن نبود اما در فضاي جديد شعري فرحزاد، زن ايراني خود را در دنياي ديگري فات که مي توانست در مقابل سنت هاي قراردادي و کهنه جامعه مقاومت کرده و براي بيان هويت مستقل خود مبارزه کند.