مقاله «جامعه شناسي حكومت و حاكمان در مثنوي» که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۹ در عرفان اسلامي (اديان و عرفان) از صفحه ۱۹۱ تا ۲۲۲ منتشر شده است.
نام: «جامعه شناسي حكومت و حاكمان در مثنوي»
این مقاله دارای ۳۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله جامعه
مقاله حكومت
مقاله شاه
مقاله ستم
مقاله خودكامگي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: عقدايي تورج

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقاله حاضر كه حاصل مطالعه جامعه شناختي مثنوي مولاناست، به يكي از مقوله هاي اين نظريه، يعني جامعه شناسي سياسي مي پردازد و نشان مي دهد كه به رغم واقعيت گريزي هاي مثنوي، بسياري از انديشه هاي مربوط به حكومت و حاكمان در خلال مباحث ديگر، در اين اثر مطرح شده است.
مولانا به مسايل سياسي و اجتماعي عصر خويش اشارت هاي معدودي دارد اما در باب مسايل عمومي تر، بسيار سخن گفته و ديدگاه خاص خود را نسبت به اين مسايل مشخص كرده است از آن جا كه او انديشه هاي خود را در قالب تقابل هاي دو گانه عرضه مي دارد، در اين مورد نيز از دو دسته حاكم كه از نظر سياست گذاري و حكم راني با يك ديگر در تقابل اند، سخن مي گويد بنابراين در مركز نظريه او دو حكمران، يكي فرعون به مثابه مثلا اعلاي استبداد و استكبار و ديگري حضرت سليمان به مثابه نماد دادگري، معرفي مي شوند.
در بخش هاي مختلف اين مقاله از خودكامگي و ستمگري پادشاهان و نيز از بيداري كه عمال اينان بر مردم روا مي دارند، نمونه هايي آورده ايم سپس از سعايت هاي درباريان عليه يك ديگر سخن گفته و نشان داده ايم كه اگر چه سعايت هست و انگيزه هاي متفاوتي دارد، اگر شاه دهن بين باشد، فاجعه رخ مي دهد و گرنه سعايت بي تاثير است.
از وزيران نيك و بد هم كه پس از شاهان قدرتمندترين افراد حوزه فرمان روايي اند، به اجمال بحثي به ميان آمده است و سرانجام نشانه هاي شاه آرماني را در مثنوي آورده ايم.