مقاله جهان تازه استقلال يافته کودکان: جستاري در انسان شناسي ادبيات كودک که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۸۹ در مطالعات ادبيات كودك از صفحه ۳۱ تا ۵۴ منتشر شده است.
نام: جهان تازه استقلال يافته کودکان: جستاري در انسان شناسي ادبيات كودک
این مقاله دارای ۲۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ادبيات کودک
مقاله انسان شناسي کودکي
مقاله تمايز
مقاله جمهوري ادبيات
مقاله کودکي
مقاله ميدان توليد ادبي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: پرستش شهرام

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
تمايز مهم ترين مولفه مدرنيته است که بزرگان علوم اجتماعي از اميل دورکيم گرفته تا پيير بورديو بر آن تاکيد کرده اند. بر مبناي اين رويکردهاي نظري مي توان جهان کودکان را با توجه به تاخر تکوين عيني و ذهني آن به منزله يک ميدان اجتماعي متمايز به شمار آورد. بر اين اساس ميدان کودکي سرزمين تازه استقلال يافته اي است که متاسفانه ميدان هاي اجتماعي ديگر، به ويژه سرزمين بزرگ سالي به قلمرو آن تعرض مي کنند و مي کوشند آن را تحت الحمايه خود قرار دهند. براي ممانعت از اين واقعه بايد نسبت به قانون اساسي سرزمين کودکي و قواعد عملکرد اين ميدان آگاهي يافت. انسان شناسي کودکي يکي از مهم ترين رشته هايي است که مي تواند به شناخت اين قواعد راهنما ياري دهد تا در پرتو آن ها منطق متفاوت کنش کودکان بهتر دريافت شود. شايد مهم ترين قاعده اين سرزمين، تمايز نايافتگي آن باشد به گونه اي که جلوه هايش را در تمايز نايافتگي جنسيتي، طبقاتي، قوميتي، مليتي و حتي زيبايي شناختي مي توان مشاهده کرد. همه اين تمايزات در يک کلام، حاصل اجتماعي شدن کودکان است که با سرپرستي بزرگ سالان و آموزه هاي آن ها تحقق مي يابد و گرنه در بازي آزادانه کودکان با هم، نشاني از اين تمايزات ديده نمي شود. ادبيات کودک يکي از شاه راه هاي مهم اجتماعي کردن کودکان به شمار مي رود که متاسفانه به دليل بي خبري نويسندگان بزرگسال از قواعد عمل در جهان کودکي، به ابزار نرم سرکوب کودکان تبديل شده است. در اين جستار مي کوشيم براي نمونه چند متن برگزيده از ادبيات کودک مانند جوجه اردک زشت، اثر هانس کريستين آندرسن و ماهي سياه کوچولو، اثر صمد بهرنگي را تحليل نماييم تا زيرساخت تمايزگرايانه آن ها آشکار گردد. اين تمايزات به هر روي ريشه در ايدئولوژي روشنگري و مدرنيته دارد. نتيجه اين است که کودکان اين تمايزات را به شکل ديگري درمي يابند و قرائت آن ها از داستان هاي کودکان متفاوت از نويسندگان اين آثار است و حتي ترجيح زيبايي شناختي آن ها با اولويت نمايندگان ادبيات کودک هم خواني ندارد.