مقاله درهم تنيدگي رئاليسم جادويي و داستان موقعيت تحليل موردي: داستان «گياهي در قرنطينه» که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۹ در شعر پژوهي (بوستان ادب – علوم اجتماعي و انساني ) از صفحه ۲۹ تا ۴۶ منتشر شده است.
نام: درهم تنيدگي رئاليسم جادويي و داستان موقعيت تحليل موردي: داستان «گياهي در قرنطينه»
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله رئاليسم جادويي
مقاله داستان موقعيت
مقاله داستان کوتاه
مقاله بيژن نجدي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: بي نظير نگين
جناب آقای / سرکار خانم: رضي احمد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
رئاليسم جادويي و داستان موقعيت، دو شيوه يا جريان نوين در داستان نويسي معاصرند که علاوه بر ويژگي هاي مستقل، به دليل چند مولفه بنيادي و زيرساخت مشترک، قابليت و امکان هم بستري در يک داستان را دارند. داستان موقعيت به نسبت رئاليسم جادويي، در ايران جرياني نوپا و ناشناخته است که کم تر به آن پرداخته شده است. داستان کوتاه گياهي در قرنطينه اثر بيژن نجدي، محملي براي تلفيق اين دو رويکرد داستان نويسي است.
مقاله حاضر، مولفه هاي منفرد رئاليسم جادويي و داستان موقعيت مانند شخصيت پردازي، رازگونگي و عينييت پديده، ساختار و جنس موقعيت و همچنين ويژگي ها و زيرساخت مشترک هر دو شيوه، مانند چاره ناپذيري، فقدان روابط علي و واکنش اعتراضي به صورت بندي هاي مدرنيته استخراج و طبقه بندي مي کند و در هر مولفه براي آشنايي بيشتر خواننده، نمونه هايي داستاني را از چهره هاي شاخص اين دو جريان، يعني مارکز و بورخس در رئاليسم جادويي و کافکا در داستان موقعيت، ارایه مي نمايد، سپس داستان مذکور را از زاويه مورد نظر، تحليل و بررسي مي کند. با تحليل هم زمان داستان، از منظر دو شيوه مذکور، امکان واکاوي داستان گسترش مي يابد و ابعاد جديدي پيش چشم خواننده گشوده مي شود.
اين مقاله با تکيه بر پيامدهاي مدرنيته، همچون حاکميت عقل، تکنولوژي تحميلي، نظارت و دخالت سازمان ها بر افراد، الگوي يکسان سازي و… انساني را نشان مي دهد که او را از تخيل، باورهاي متافيزيکي، فرهنگ بومي، هويت فردي و… تهي کرده اند. انسان عاجز و ناتواني که توان و امکان تغيير شرايط پيرامونش را ندارد.